و خدا روزى دهندهء حقيقى است . »
سپس حضرت رو به آن افراد قليل باقى مانده نمودند و فرمودند : لَوْتَتَابَعْتُمْ حَتَّى لَايَبْقَى أَحَدٌ مِنْكُمْ لَسَالَ بِكُمُ الْوَادِى نَارًا . « 1 » « اگر شما نيز به دنبال آنها مىرفتيد بطورى كه يك نفر در مسجد نمىماند ، آتش سوزنده از صحرا بسوى شما مىآمد و همه را در كام خود هلاك مىنمود . »
از اين قضيه فهميده مىشود كه بعضى از اصحاب تا چه درجه به رسول خدا و به نماز بىاعتنا ، و تا چه درجه به تجارت و لهو علاقمند بودند .
دوّم : تفاسير نگاشتهاند كه در وقتى كه در غزوهء أحزاب ، عمرو بن عبدود اسب خود را از خندق جهانيد و نيزهء خود را در مقابل لشكر رسول الله به زمين كوبيد و مبارز خواست ، جز أميرالمؤمنين عليه السّلام هيچ كس آمادهء دفاع نشد و همگى خود را فرومايه و كوچك ديدند .
منظرهء جنگ بسيار دهشت زا بود ، تمام قبايل و أحزابِ هم پيمان عليه رسول خدا قيام كرده بودند و اطراف مدينه در محاصرهء آنان بود ، و بهترين و شجاعترين سوار آنها كه يك تنه با هزار سوار مقابله و برابرى مىكرد از خندق عبور نمود و مبارز طلبيد . در اينجا بود كه رنگ از صورت اصحاب پريد ، چهرهها دگوگون شد ، دلها طپيد و از شدّت خوف نزديك بود جانها به گلو برسد و به خدا گمان بد بردند و وعدهء نصرت را كه از حضرت شنيده بودند پوچ و بىاعتبار تلقّى كردند .
وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً .
« 2 »
هامش
( 1 ) - مجمع البيان ج 5 ص 287
( 2 ) - قسمتى از آيه 10 و آيه 11 ، از سورهء 33 : الأحزاب