تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
شبانگاهان بسيار سجده ميكردند و بسيار به قيام بر مىخاستند ، دائماً گاهى به قيام برمىخاستند و نماز مىخواندند و گاهى به سجدهء طولانى مىرفتند و كارشان يكى از اين دو بود ، با خداى خود مناجات مىنمودند و از خداى خود مىخواستند كه آنان را از آتش جهنّم رهائى بخشد . سوگند به خدا آنها را متّحد القلب و يكدل ميديدم و همه از خداوند مشفق و خائف بودند . » دوّم : در « نهج البلاغة » وارد است : لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ وَسَلَّمَ فَمَا أَرَى أَحَدًا مِنْكُمْ يُشْبِهُهُمْ ؛ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثًا غُبْرًا قَدْ بَاتُوا سُجَّدًا وَ قِيَامًا يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ و خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ ، كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ ، إذَا ذُكِرَ اللَهُ سُبْحَانَهُ هَمَلَتْ أعْيُنُهُمْ حَتّى تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ خَوْفًا مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَآءً لِلثَّوَابِ . « 1 » « سوگند به خدا كه حقّاً ديدم اصحاب محمّد صلّى الله عليه وآله را و نمىبينم يك نفر از شما با آنها مشابهت داشته باشد ؛ چون صبح مىشد از شدّت عبادت موهاى آنان ژوليده و غبارآلود بود و درازاى شب را به طول سجده و قيام به عبادت گذرانده بودند ، در حالى كه نوبت به نوبت گاه پيشانى و گاه چهره بر زمين مىنهادند و مانند يك قطعه آتش از شور عشق و جذبهء شوق در محراب عبادت مىايستادند و به اميد معاد و لقاى خدا زنده و با حرارت بودند ، چنان سجده مىنمودند كه گويا در بين دو ديدگان آنها مانند زانوى بُز پينه بسته بود . چون نام خدا برده مىشد اشك آنان چنان سرازير مىشد كه گريبانهاى آنان تَر مىشد ، و مانند درخت هنگام تند باد در روز طوفانى بدنهاى آنان از خوف عقاب و اميد ثواب به جنبش در مىآمد . »
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغة » ملّا فتح الله ، ص 179