يعنى : « كسى كه خدا او را هدايت كند فقط او راه يافته است . » و معلوم است كسى كه خود راه را نيافته است كجا مىتواند دستگير مردم گمراه گردد ؟ !
كسى كه هنوز چشم دل او باز نشده وجلوهء خدا را در تمام موجودات به نظر وحدانيّت نديده و در قفس أوهام و خودپرستى زندانى است ، آيا او مىتواند راهبر خلق خدا بسوى خدا گردد ؟ ! آيا ميتواند با نظر بصيرت و نقّاد و كشش روحى خود خلق گُم و نابينا را بينا نموده ، در شاهراه سعادت و توحيد رهبرى كند ؟ !
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ .
« 1 »
« اى پيغمبر ! بگو آيا دو شخص نابينا و بينا مساوى هستند ؟ چرا فكر نمىكنيد ؟ »
پنجم آنكه : خداوند به پيغمبرش خطاب فرموده ميگويد :
وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً .
« 2 » « اى پيغمبر ! پيروى مكن از كسى كه ما قلب او را از ذكر خود بازداشتهايم و او به دنبال هواى نفس خود در حركت بوده و دست او از حقائق و معنويّات خالى است . »
و معلوم است كه گرچه خطاب به پيغمبر است و ليكن ملاكِ خطاب ، عامّ است ، و بر هر مسلمانى لازم است كه از پيروى كردن كسانى كه قلب آنها از ذكر خدا غافل و از هواى نفس پيروى مىكنند اجتناب ورزد ، خواه از صحابهء رسول خدا باشند يا از غير صحابه .
اگر بعضى از صحابهء رسول خدا از هواى نفس پيروى كنند باز هم مىتوان
هامش
( 1 ) - ذيل آيه 50 ، از سورهء 6 : الأنعام
( 2 ) - ذيل آيه 28 ، از سورهء 18 : الكهف