تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩

! كلمات فقهآءِ اسلام بر تعلّق ديه كامله به بستن لوله‌ها

ديه بستن يك لوله مرد ، پانصد مثقال شرعى طلا ( پانصد دينار ) و ديه بستن دو لوله او هزار مثقال شرعى طلا ( هزار دينار ) و ديه بستن يك لوله زن ، دويست و پنجاه مثقال شرعى طلا ( دويست و پنجاه دينار ) و ديه بستن دو لوله او پانصد مثقال شرعى طلا ( پانصد دينار ) مىباشد .
هامش
و آيا اين تقييد براى همه محرّمات الهيّه جارى است يا براى خصوص اين مورد ؟ ! اگر گفته شود : براى هر فعل حرامى كه در شرع أنور حرمتش به ثبوت رسيده است در صورت تجويز عقلاء ، آن فعل جايز مىگردد ؛ مرجع گفتار آنست كه : تمام أحكام شرعيّه منوط به حكم عقل و عقلاء و تجويز عقلائى است . و اين در حقيقت نسخ حكم شريعت و تحكيم أحكام عقليّه خواهد بود و هذا ما لا يلتزم به أحدٌ . زيرا در مسأله حرمت خمر ، همه عقلاء ( غير از متشّرعين ) جواز خوردن مقدار كمى از آن را براى سربازان ميدان جنگ جايز ميشمرند براى آنكه بدنش گرم شود و خونش بجوشد و مستانه حمله ور شود ؛ و مثل جايز شمردن موسيقى را براى سرباز كه واجب ميدانند ؛ تا او مستِ آهنگ شود و خود را فراموش كند . ولى در اسلام به سرباز اجازهء مست شدن به شرب خمر و يا موسيقى داده نشده و هر گونه حركت او بايد عاقلانه باشد و از روى فهم و شعور يورش برد ، يا امتناع كند . و مثل حرمت ربا كه عقلاى عالم ( غير از متشّرعين از آنها ) آن را جايز ميدانند ؛ و اصول بانكدارى را بدون آن محال مىشمرند . و چون به قوّهء متفكّرهء خود رجوع ميكنند فرقى ميان بيع و ميان ربا نمىبينند ؛ و شرع أنور رَغْماً لأنفِ آنان ،أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبارا گسترده است . و مثل لاطار و بليطهاى بخت آزمائى كه در مجالس مهمّه دول عالم در پايان مجلس به نفع صليب سرخ و هلال أحمر به ميان ميگذارند تا منفعتش به فقرا و مستمندان برسد و آنان كه از مجلسى بدين سور و سرور بهره نيافته‌اند اقلاً كامشان به لقمه نانى و جرعه آبى سير و سيراب گردد ؛ و انصافاً هم از نظر خودشان بسيار كار پسنديده‌اى مىباشد ، همانطور كه اعراب جاهليّت مقدارى از سهم قمار ( مَيْسِر ) و مقدارى از منفعت شرابشان را براى خصوص فقرا كنار ميگذاردند و چون آيه قرآن بر حرمت آن دو وارد شد ، با تصديق به منفعت آنها بدينگونه آن دو تا را حرام فرمود :يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ، چنان كه در تفاسير آمده است : قمار و شراب منفعت جسمى و طبيعى ندارد ؛ منظور نفع به مستمندان است و لهذا فرمود :إِثْمٌ كَبِيرٌ، و گرنه بايد بگويد :إِثْمٌ كَبِيرٌ، و مثل حرمت انتحار حتّى در مواقع سختى كه مؤمن بدست كفّار گرفتار مىشود و با شكنجه بخواهند از وى اقرار بگيرند . خودكشى كه آسان‌ترين راه براى فرار است حرام است ، همانطور كه عقلا انجام ميدهند . و براى آنكه هم شكنجه نشوند و هم بالأخره كشته نشوند
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 319 | السيد محمد حسين الطهراني