وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .
« 1 » « و در روى كرهء زمين قطعاتى از خاك است كه از جهت جنس و خاصيّت كاملا شبيه بهم هستند . و باغهائيست از انگورها و كشت و زرعها ، و درختان خرما كه تنههايش بطور پايه جوش از يك ريشه برآمدهاند ، و نيز درختان خرمائى كه تنهاش يكى بوده و همهء شاخههايش از آن تنهاند و بطور پايه جوش تنههاى متعدّدى از ريشهء واحد بر نياوردهاند . و تمام اين باغهاى مملوّ از اين درختان و از اين كشت و زرعها ، با آب واحدى كه به آنها داده مىشود سيراب مىشوند ؛ ولى ميوههاى مختلف داده ، و ما بعضى را از جهت خوراك و مزهء آنها بر بعضى ديگر برترى دادهايم . و حقّا و تحقيقا در اين گونه امور آيات و نشانههائى از توحيد و يگانگى مدبّر و خالق حكيم است براى گروهى كه متفكّرند . » واقعا اين يكى از بزرگترين عجائب خلقت است كه چگونه از آب واحدى كه به زمين داده مىشود ، و زمين هم زمين واحدى است كه به هيچوجه در آن اختلاف نيست و خاك و موادّ مركّبهء از آن همه واحدند ، معذلك يكى درخت سيب مىشود ، يكى گلابى ، يكى گردو ، يكى كدو ، يكى انگور ، يكى خرما ، يكى دانهء گندم مىگردد و سنبلهاى گندم مىدهد ، يكى جو مىشود ، يكى برنج ، يكى عدس . اين گياههاى متعدّد و لا تعدّ و لا تحصى ، و اين درختان جنگلى و اين گلهاى بىشمار كه به الوان مختلف و عطرهاى متفاوت ، باغ را لالهزار و همچون طبلهء عطّار مىنمايد .
هامش
( 1 ) آيه 4 ، از سورهء 13 : الرّعد