[ از جمله موارد دعوت قرآن به سير در آيات آفاقى ، تذكّر به بازگشت تمام تفاوتها به مبدأ واحد است در آيه : يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ . . .
]
« و از اين اموال فراوان و ثروت زخّارى كه خداوند به تو داده است ، دنبال رسيدن به راه آخرت و جستجوى آن خانهء عاقبت باش ؛ و در عين حال نصيب و حظّ و بهرهات را نيز از دنيا فراموش مكن . و به مردم نيكوئى كن همانطوركه خدا به تو نيكوئى نموده است . و در روى زمين مفسدهجو مباش كه خداوند مفسدين را دوست ندارد . » و به علم خود مغرور نباش ، و بر مالى كه در اثر علم و انديشهات بدست آوردى تكيه مزن و نگو :
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
« 1 » « من اينهمه اموال را از راه علم و دانش خود گردآورى كردهام » و بنابراين معنى ندارد كه به فقرا احسان كنم و براى آنها حقّ معلوم و مقرّرى در اين اموال معيّن نمايم .
قرآن عظيم ما را دعوت مىكند كه به تمام موجودات به نظر وحدت بنگريم و همه را از يك ريشه و يك اصل بدانيم ، و اين درياى عظيم موّاج كثرات را در همان نفس آب صافى و بىرنگ و بدون بو منحصر كنيم . همه و همه را از يك مبدأ و منشأ بدانيم ؛ و اين اختلافات و عجائب و غرائب و صور و اشكالى كه در اين عالم هر روزه به چشم مىخورد ، منحصرا از ارادهء واحد حضرت حىّ قيّوم بدانيم كه بدين لباسهاى مختلف ملبّس و به اين خلعتهاى گوناگون مخلّع گرديدهاند .
ملاحظه كنيد چه قسم خداوند حكيم مىخواهد از راه آيات آفاقى و علوم تجربى و طبيعى و مشاهدهء اين همه شگفتيهاى كاخ آفرينش ، ما را به قدرت واحد ، و علم و حكمت واحد ، و اراده و مشيّت واحد خود رهبرى كند ؟ ! و چگونه تمام اين تفاوتها و كثرتها را به مبدأ واحد اتّصال مىدهد ؟ ! و در اين كريمهء شريفه چطور ما را متنبّه و متذكّر به اين امر مهمّ مىنمايد :
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 78 ، از سورهء 28 : القصص