اينك كه اين مطلب را فهميدى و خود را در پيشگاه حضرت حقّ مسئول ديدى ، تو عامل براى امّت اسلاميت بوده باش ! زيرا امّت اسلامى نياز مبرم به نصير و معين دارد ! و بنابراين ، اين گفتار مرا و أشباه آن را از آنچه را كه خداوند براى تو مىگشايد انتشار بده مادامىكه از راستان و يقين دارندگان هستى . » « 1 »
[ علوم مادّيّه و طبيعيّه تا حدّى كه موجب كمال انسان است شرافت دارد ]
در اينجا بايد به جناب طنطاوى گفت : طبق منطق عقل و مفاد آيات و سنّت و روش و منهاج رسول خدا ، عالىترين علوم ، علم نفس است نه علوم مادّيّهء طبيعيّه . درجه و اعتبار علوم طبيعيّه تا مرزى است كه مقدّمهء كمال معنوى و خصال حسنهء روحى انسان قرار گيرد ؛ و اگر از اين حدّ تجاوز نمايد خطر است و هلاكت .
قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ
كه در اين آيه آمده است ، به معناى عدم وصول به حقّ مقام انسانيّت است ، نه كمبهرهبردارى از معادن و زخارف ، و كمتر غور و بررسى كردن در روابط مادّه و آثار و نتائج آن .
آرى ! اينك كه اين علوم طبيعى را كفّار گرفتهاند و از حدّ و مرز استعمال در آسايش و رفاه بشر برون بردهاند ، و وسيلهء تخريب اموال و نفوس و اعراض ساخته ، و موجب تسلّط و هجمهء سبعيّه بر مسلمين گرديدهاند ؛ بر مسلمين لازم بلكه از واجبترين واجبات است كه آنها را فراگيرند و از آنها مقدّم شوند و پيشتر روند . نه از جهت نفاست اينها ، بلكه از جهت لزوم بريدن دست كفر خائن و قطع أيادى متجاوزين ، و إعلاء كلمهء اسلام و حطّ كلمهء كفر و زندقه و إلحاد كه الإسلام يعلوا و لا يعلى عليه . « 2 »
هامش
( 1 ) « تفسير طنطاوى » مطبعهء مصطفى البابى الحلبى ، طبع دوّم ، ج 10 ، ص 207 و 208
( 2 ) از فرمايشات رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم است : « اسلام بالا مىرود ،