تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
احتمال آنكه دو ستاره به همديگر تصادم نمايند و باعث تجزيه و تلاشى يكديگر شوند ، بقدرى نادرست است كه از حوصلهء قدرت محاسبه خارج مىباشد . » پس معلوم مىشود : فرضا اين فرضيّه را بپذيريم كه زمين قطعه‌اى است كه در اثر تصادم و برخورد ، از خورشيد جدا شده است ، بايد فرض كنيم كه : عمد و قصدى در كار بوده است كه آن برخورد و تصادم بوجود آيد ؛ و هدف خاصّى از اين كار منظور بوده است ، كه همان پيدايش حيات و سپس حيوان و بعد انسان به عنوان هدف اصلى مخلوقات زمين است . » « 1 »

[ تفسير حضرت علّامهء طباطبائى دربارهء آيه مزبور ]

حضرت استاد قدّس الله نفسه در تفسير آيه مزبور :
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا
فرموده‌اند : « مراد از رؤيت ، علم و ادراك فكرى است . و از آن تعبير به رؤيت و ديدن شده است ، به جهت وضوح و ظهورش به لحاظ اينكه آن نتيجهء تفكّر در امر محسوس است . و رتق و فتق دو معنى متقابل است . راغب در « مفردات » گويد : رتق به معنى ضميمه نمودن و چسبانيدن است ، چه از روى خلقت باشد و چه از روى صنعت . خداوند تعالى مىفرمايد :
كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما .
و نيز گفته است : فتق به معنى جدا كردن بين دو چيز متّصل است و آن ضدّ رتق است - انتهى . و ضمير تثنيه در
كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما
به آسمانها و زمين برمىگردد . به علّت آنكه جميع آسمانها را يك دسته ، و زمين را دستهء ديگر گرفته ، و اينها مجموعا دو دسته مىشوند . و رتق با آنكه مفرد است ، خبر آمده است به جهت مصدر بودنش ، و اگر چه در حقيقت معنى مفعول دارد . و محصّل معنى اين‌طور مىشود : اين دو دستهء آسمانها و زمين قبلا با هم منضمّ و متّصل بودند ، و ما آنها
هامش
( 1 ) « اصول فلسفه و روش رئاليسم » ج 5 ، ص 59 ، تعليقهء شيخ مرتضى مطهّرى
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 37 | السيد محمد حسين الطهراني