[ إخبار قرآن و « نهج البلاغة » از فرضيّهء لاپلاس و نيوتون و كپلر ]
شيخ طبرسى در « مجمع البيان » در ذيل آيه
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ
فرموده است : « يعنى : خداوند اراده فرمود آسمان را خلق كند ، و در آن حال آسمان دود بود . » « 1 » و فخر رازى در « مفاتيح الغيب » در ذيل اين آيه گفته است :
« صاحب « الأثر » گويد : عرش خداوند پيش از اينكه آسمانها و زمين را بيافريند بر روى آب بود . خداوند آن آب را گرم كرد و بر اثر گرمى ، كفى و دودى بر روى آب پديد آمد . كف بر روى آب باقى ماند و خداوند از آن خشكى را آفريد ، و از خشكى زمين را خلق كرد . و امّا دود به بالا رفت و اوج گرفت ؛ و خداوند از آن دود آسمانها را خلق نمود . » « 2 » و أمير المؤمنين عليه السّلام در « نهج البلاغة » مىفرمايد :
و كان من اقتدار جبروته و بديع لطائف صنعته أن جعل من ماء البحر الزّاخر المتراكم المتقاصف يبسا جامدا ، ثمّ فطر منه أطباقا ففتقها سبع سماوات بعد ارتتاقها ، فاستمسكت بأمره و قامت على حدّه . « 3 » « و از قدرت جبروت خداوند ، و لطيفههاى تازه و بديع كارش آن بود كه :
از آب درياى عميق متراكم موّاجى كه از كثرت آبها پيوسته موج مىزد و موجها يكديگر را مىشكستند ، طبقات خشك و جامدى را خلق نمود و از آنها طبقاتى را جدا كرد ، و از آن طبقات جدا شده هفت آسمان را شكافت پس از آنكه با هم اتّصال داشتند ؛ و آن آسمانها به امر او يكديگر را گرفته و جذب نمودند . و به همين
هامش
( 1 ) تفسير « مجمع البيان » طبع صيدا ، ج 5 ، ص 6
( 2 ) تفسير « مفاتيح الغيب » رازى ، طبع دار الطّباعة العامرة ، ج 7 ، ص 354 و 355
( 3 ) « نهج البلاغة » خطبهء 209 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده : ج 1 ، ص 426