روى رضا و رغبت و خواه از روى عدم رضا و كراهت ! آسمان و زمين گفتند :
آمديم ما از روى رضا و اطاعت ! » و بالأخصّ اگر آيه كريمهء سورهء رعد را هم اضافه كنيم :
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ .
« 1 » « خداوند است آنكه آسمانها را بدون پايه و ستونى كه ببينيد برافراشت ، و پس از آن بر عرش خود استيلا يافته تمكّن گزيد . و خورشيد و ماه را مسخّر نمود كه هريك از آنها تا زمان معيّن و مقرّر در حركت و سير باشند . خداوند تدبير امر را مىكند و آيات خود را تفصيل مىدهد ؛ به اميد آنكه شما به لقا و ديدار پروردگارتان يقين داشته باشيد ! » اتّصال اين ثوابت و سيّارات در منظومهء شمسى مشهود ما با خورشيد و زمين ، پيش از زمان انفصال و جدائى كه به صورت كرهاى آتشين و دود بودهاند ، و سپس خداوند آنها را شكافته و مجزّا نمود ، و بدين صورت كنونى در مدارهاى دقيق و قويم خود بواسطهء قوّهء جاذبه ( تجاذب و تدافع ) در حركت وضعى و انتقالى در آورد ؛ روشن مىگردد .
و تمام اينها از اخبارهاى معجزآساى قرآن كريم است . در آن وقتى كه ابدا سخنى از دود و آتش بودن كرات سماوى ، و از اتّصال جميع آنها طبق فرضيّهء لاپلاس ؛ و تجاذب آنها طبق كشف اسحاق نيوتون ، و حركت صحيح و بدون تخلّف آنها بر اساس قانون كپلر نبود ، اينطور با صراحت اعلان به اين امور واقعيّهء حقيقيّهء غيبيّه نموده است .
هامش
( 1 ) آيه 2 ، از سورهء 13 : الرّعد