« پربركت است آنكه پادشاهى فقط در دست اوست ؛ و او بر هر چيز تواناست . »
[ قرائت اكثر قرّاء « ملك » است ، و آن أنسب و أعمّ است ]
و در هيچ جاى قرآن ديده نمىشود كه نسبت ملك به خداوند داده شده باشد . و علّتش آنست كه همانطوركه زمخشرى گفته است : الملك يعمّ و الملك يخصّ . « پادشاهى سعه و گشايش دارد ، و ملكيّت اختصاص . » از مجموع آنچه ذكر شد بدست مىآيد كه :
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
متعيّن است . و ليكن چون از طرفى دو نفر از قرّاء سبعهء مشهوره ملك قرائت كردهاند ، و از طرف ديگر در روايت حلبى از حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه :
إنّه كان يقرأ ملك يوم الدّين . « 1 » « آن حضرت در نمازشان مالك يوم الدّين مىخواندهاند . » بايد گفت : قرائت ملك نيز صحيح است ؛ خصوصا پس از آنكه فقهاى اسلام قرائت قرّاء سبعهء مشهوره را متواتر مىدانند . يعنى با تواتر ، اين قرائتها را به رسول الله رسانيدهاند .
و علىهذا نتيجه چنين مىشود كه : هر دو قرائت صحيح و مجزى است ، و ليكن قرائت ملك احسن و اعمّ و اشمل و انسب است ؛ و الله العالم .
و امّا آنچه را كه سيّد هاشم بحرانى از داود بن فرقد روايت كرده است كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ، به شمارهاى كه نمىتوانم از بسيارى به ياد آورم ، كه در نمازش ملك يوم الدّين را قرائت مىنمود ، « 2 » صحيح نيست ؛ زيرا روايت داود بن فرقد همان است كه عيّاشى در تفسير خود ( ج 1 ، ص 22 ) آورده است ، و ما آن را در اينجا از تفسير « صافى » نقل نموديم ؛ و آن قرائت ملك است كه حضرت صادق عليه السّلام آن را بسيار تلاوت مىنمودند ، نه ملك . گويا در نسخهء بحرانى ملك به ملك اشتباه شده است .
هامش
( 1 و 2 ) تفسير « برهان » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 33