تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
بمعنى . أ لا ترى أنّ لام الجرّ معناها الملك و الاستحقاق ؟ و كذلك قوله تعالى : يوم لا تملك نفس لّنفس شيئا ، يقوّى ذلك . » « 1 » « شاهد قرائت مالك در قرآن كريم ، گفتار خداست كه مىگويد : امر در روز قيامت براى خداست . به علّت اينكه اگر بگوئى : امر براى اوست ، يا بگوئى : او مالك امر است ، هيچ تفاوت ندارد ؛ و هر دو عبارت يك معنى را مىرساند . مگر نمىدانى معنى و مفاد لام جرّ ، ملكيّت و استحقاق است ؟ و بنابراين ، گفتار ديگر خدا كه مىگويد : روز قيامت روزى است كه هيچ‌كس صاحب نفوذ و تصرّف در كسى ديگر نيست ، تقويت همان معنى را مىكند . » اين استشهاد از فارسى مخدوش است . زيرا لام جرّ در للّه افادهء اختصاص مىدهد ، امّا آن اختصاص به چه كيفيّت است ؟ آيا به نحوهء ملكى است كه تسلّط بر أشياء در خارج باشد ، و يا به نحوهء ملكى است كه تسلّط بر نفوس و جانها باشد ؟ اين در لام جرّ نيست . مضافا به آنكه ملكيّت بر نفس ، همان مفاد و معنى ملكيّت است . و از استعمال مادّهء م ل ك كه گفته شد مبدأ اشتقاق و فعل است ، خصوصيّت ملكيّت بدست نمىآيد ؛ زيرا اين مادّه اعمّ است . چون بر نفس تعلّق گيرد ، مراد از آن همان ملكيّت است . علىهذا از جملهء :
لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً
« 2 » استفادهء ملكيّت مىشود نه مالكيّت . و اين استشهاد ابدا نفعى به حال أبو على فارسى ندارد . مضافا به آنكه ما از سه ناحيه در قرآن كريم مىتوانيم استدلال بر اقربيّت
هامش
( 1 ) - « مجمع البيان » ج 1 ، ص 24 ( 2 ) قسمتى از آيه 19 ، از سورهء 82 : الانفطار
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 475 | السيد محمد حسين الطهراني