در يك جا نوشتهاند . « 1 »
[ تنبيه پنجم : « ملك يوم الدّين » اختيار است ، نه « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
]
تنبيه پنجم : بحثى است در قرائت
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
و ملك يوم الدّين كه هر دو قرائت متواتر است ؛ و خواندن آن در قرآن و در حال نماز مجزى است .
و در اين بحث مىخواهيم ببينيم كداميك از اين دو قرائت افضل است ؟ براى توضيح و تبيين اين مطلب ناچار شرح مختصرى در پيرامون اين مسئله داريم :
ملك به معناى استيلا و قدرت و اذن تصرّف در اموال است ؛ و صاحب آن را به صيغهء فاعل مالك گويند . و ملك به معناى استيلا و قدرت و اذن تصرّف در نفوس است ؛ و صاحب آن را به صيغهء فعل كه صفت مشبهه است ملك گويند .
و البتّه هر دوتاى از آنها مشتقّ از مبدأ واحد ، و از اصل وحدانى مشترك مىباشند ؛ و آن عبارت است از مطلق تصرّف و استيلاء و قدرت بر چيزى . و آن مبدأ اشتقاق عبارت است از :
ملك يملك ملكا ، و ملكا ، و ملكا ، و ملكة ، و مملكة ، و مملكة ، و مملكة الشّىء : أى احتواه قادرا على التّصرّف و الاستبداد به .
« يعنى آن چيز را احاطه كرد درحالىكه قادر بر تصرّف و يگانه بودن تصرّف در آن بود . » غاية الأمر اين مبدأ مشتقّ اگر بر روى متاعها و بضاعتهاى خارجيّه واقع شود و بر آنها تعلّق گيرد ، به معناى ملكيّت و استبداد در تصرّف آنهاست ؛ و اگر بر روى ارادهها و اختيارات و نفوس تعلّق گيرد ، به معناى ملكيّت و استيلاء بر آنها در امر و نهى و فرمان است .
گفته مىشود : ملك القرية ، يعنى مستولى شد بر آن ؛ و ملك نفسه ،
هامش
( 1 ) - همان مصدر ، طبع اوّل ، ج 1 ، ص 97 ؛ و از طبع سوّم ، ج 1 ، ص 77