تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
هفت‌گانه يا دهگانه و امثالهم باشد ، و روايات و طرق از وى متّفق باشند آن را قرائت گويند . و اگر براى راوى از او باشد آن را روايت نامند . و اگر براى افرادى كه پس از او هستند و هر چه به پائين رود آن را طريق نامند . و اگر راجع به اين امور نباشد ، در آن چيزهائى كه مربوط به تخيير قارى در آنست آن را وجه گويند . » « 1 »

[ تنبيه چهارم : قرائت مدرج ]

تنبيه چهارم : سيوطى گويد : « ابن جزرى در آخر گفتارش آورده است كه عادت سابقين چنان بود كه به جهت ايضاح مطلب و بيان آن چه بسا در قرائات ، تفسير را داخل مىكردند . زيرا چون آنان از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم قرآن را تلقّى كرده بودند ، از التباس و اشتباه مصون بودند . و چه بسا بعضى از آنها آن تفسير را با قرآن مىنوشت . امّا كسى كه بگويد : بعضى از صحابه بودند كه جائز مىدانسته‌اند قرآن را در قرائتش به معنى تبديل كنند ، دروغ گفته است و كار زشتى نموده است . و من به زودى در اين نوع از قرائات كه قرائت مدرج است تأليف مستقلّى خواهم‌نگاشت . » « 2 » اين كلام را سيوطى در تحت تقسيم قرائات به متواتر و مشهور و آحاد و شاذّ و موضوع و مدرج آورده است ، و در ضمن بيان مدرج از ابن جزرى اين‌طور نقل كرده است . و براى مدرج مثال زده است به قرائت سعد بن أبى وقّاص : و له أخ أو أخت من امّ ، كه كلمهء من امّ مدرج است ؛ و به قرائت ابن عبّاس : ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من رّبّكم فى مواسم الحجّ ، كه فى مواسم الحجّ مدرج است ، يعنى از قرآن نيست و براى ايضاح و بيان با قرآن
هامش
( 1 و 2 ) - « الإتقان » طبع اوّل ، ج 1 ، ص 93 و ص 97 ؛ و از طبع سوّم ، ج 1 ، ص 74 و ص 77