تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
بايد بدانها هم بتوانيم قرآن را بخوانيم ؛ جواب آنست كه : آن قرائتها از تواتر افتاده بود و بقدرى نبود كه از نقل قارى براى ما علم به صدورشان حاصل گردد . و اگر كسى بگويد : اين قاريان يا مخالف بوده‌اند و يا فاسق ! پاسخ آنست كه نه خلافشان بر ما ثابت است نه فسقشان . و در قبول خبر ، وثوق كافى است گرچه از غير امامى باشد . خبر موثّق در حكم خبر صحيح حائز شرائط حجّيّت است . و علاوه در تواتر ، عدالت و ايمان شرط نيست . تواتر از هر طريقى كه بدست آيد حجّت عقلى است . اين بود محصّل گفتار ما در باب تواتر قرائات . و قدرى سخن را مشروحا آورديم تا دوباره گفتار بعضى از اخباريّون كه جز تعبّد حتّى در يقينيّات و قطعيّات چيزى را نمىفهمند ، و خبرى را هر چند ظنّى باشد از صد دليل عقلى مقدّم مىدارند رواج نيابد ؛ و كلام اعاظم فقهاى ما در بوتهء نسيان سپرده نشود . در اينجا ذكر چند مطلب به عنوان تنبيهات لازم است :

[ « تنبيهات » ؛ تنبيه اوّل : روايات متظافرهء شيعه و عامّه كه بسم الله ، جزء سوره است ]

تنبيه أوّل : در كتب فقه شيعه رواياتى كثير از امامان عليهم السّلام وارد است مبنى بر اينكه بسم الله الرّحمن الرّحيم جزء هر سوره‌اى است غير از سورهء برائت . در « جواهر الكلام » و « مصباح الفقيه » مفصّلا در بحث قرائت از كتاب صلاة از اين موضوع بحث كرده ، و خواندن حمد و سائر سور قرآنى را بدون ذكر اين آيه ، مجزى ندانسته‌اند . و حتّى روايتى از حضرت صادق عليه السّلام است كه : قاتلهم الله ! عمدوا إلى أعظم آية فى كتاب الله ؛ فتركوها و زعموا أنّها بدعة . « خداوند آنها را بكشد ! قصد و توجّه خود را به سوى عظيم‌ترين آيه در كتاب خدا معطوف داشته و آن را ترك كردند ، به گمان آنكه خواندنش بدعت است . » اينك در اينجا مىخواهيم بگوئيم : سيوطى در « إتقان » احاديث بسيارى را