مردم مىخوانند . » و نيز وارد شده است كه : اقرءوا كما تعلّمتم . « 1 » « قرآن را بخوانيد آنچنانكه ياد گرفتهايد ! » بطور مسلّم و مقطوع از امامان عليهم السّلام تقرير و تثبيت قرائات مشهورهء معروفه در زمان خودشان شده است كه شيعيان خود را امر به آن قرائتها نمودهاند . و ردعى و منعى نرسيده است ؛ زيرا در آن فرض حتما بما مىرسيد . بنابراين جائز است به هريك از قرائات متواترة قرآن را قرائت نمود ؛ خواه هفت تا باشد و يا بيشتر .
آرى معتبر است در جواز ، اينكه در نزد ثقات از علماى اهل سنّت در حكايتى كه از آنها مىشود ، آن قرائت شاذّ و موضوع نباشد . شاذّ مانند ملك يوم الدّين . « مالك شده روز جزا را . » با صيغهء ماضى و نصب « يوم » . و موضوع يعنى ساختگى و مجعول مانند قرائت إنّما يخشى الله من عباده العلماء « اينست و غير اين نيست كه خداوند از ميان بندگان خود ، از طائفهء علماء مىترسد . » با رفع كلمهء الله و نصب كلمهء العلماء بنا بر قرائت خزاعى از أبو حنيفه . « 2 » و ليكن دربارهء اين حديث بحثى است كه چگونه مىتوان تعبّدا قرائت قرآن را طبق قرائت مردم قرار داد ، با اينكه ثبوت قرآن بايد به علم و يقين و تواتر بشود ، نه به تعبّد .
در اينجا مىگوئيم : ثبوت قرآن بايد به تواتر باشد . و همانطوركه بطور مشروح ذكر كرديم ، هم در مادّه و هم در هيئت ، يعنى هم در متن و هم در عوارض از إعراب و حركات بايد قطعى و يقينى باشد . و در اين صورت از تعبّد به هزار خبر كارى ساخته نيست . و از خبر هر چند صحيح السّند باشد ، گرچه
هامش
( 1 ) - همان مصدر
( 2 ) - « البيان » ص 118 ؛ و « الإتقان » طبع دوّم ، ص 76