مىگوئيم : از زمان خود قرّاء سبعة تا عهد ما پيوسته قرائت آنها مشهور و متداول بوده است . همگى مسلمين از شيعه و عامّه و خوارج در مشرق و مغرب عالم ، قرآن را به يكى از اين قرائتها مىخواندهاند و از حفظ مىكردهاند .
جمعى از علماء حفظ قرائات را فنّ خويش قرار داده ، و محال بوده است در حضور مردم جهان ، و با علم و اطّلاع و توجّه ايشان قرائاتى كه در كتب متداوله به آنها منسوب است ، افتراء و كذب و مجعول باشد .
مثلا تيسيردانى و شاطبيّه و جزرىّ قرائت هريك از قرّاء سبعة و غير آنها را در كتاب خود نوشتهاند .
[ اتّفاق علماى شيعه و عامّه بر تواتر قرآن ]
نويسنده يك نفر است ، امّا شاهد صدق آن هزاران نفر كه عالم به قرائات بوده و اين كتب را معتبر شمردهاند . تواتر از جهت شاهدان كثير تحقّق مىپذيرد ؛ و لازم نيست نويسنده كثرت داشته باشد .
در اين كتب قرائتهائى را هم از حسن بصرى و ابن محيصن و امثالهما روايت كردهاند . امّا هزاران شاهد قرائتهاى سبعة ، شاهد آنها نيستند ؛ زيرا قرائت آنها معمول و متداول نبوده است .
بنابراين ، قرائت سبعة براى ما متواتر است و قرائتهاى آنها خبر واحد .
اگر در زمان ما كسى در حضور جمعى از علماء كه به اقوال شيخ انصارى مطّلعند مطلبى از كتاب تقريرات وى را نقل كند ، اين نقل در حضور آنان متواتر است ؛ و امّا اگر كسى از عالم غير مشهورى در حضور آنان كه علم به اقوال او ندارند نقل كند ، اين نقل ، خبر واحد است .
اگر كسى بگويد : طرق قرائت قرّاء سبعة كه در كتب قرائت ذكر كردهاند ، همه بطريق آحاد است . در پاسخ مىگوئيم : اسناد قرائت براى تبرّك است .
مانند اسنادى كه علماى زمان ما نسبت به كتب متواتره همچون « كافى » و « تهذيب » ذكر مىكنند .