هامش
- واردهء بر آن آمده است آنها را مطّلع كنيم ، غفلت ورزيدهايم . و اين بحثى است كه به موضوع گفتار ما اتّصال دارد . و فى كلّ واد أثر من ثعلبة . « در هر وادى و بيابان كه قدم گذارى اثرى از ثعلبه و روباه خواهى يافت . » علّامه طاهر جزائرى در كتاب « تبيان » خود كه از وجوب تواتر قرآن بحث كرده است گويد : مشكلاتى در اين باره وارد است كه در اصل وجوب تواتر قرآن است ، و ما آن را با جوابش ذكر مىكنيم . مشكلهء اوّل :
از ابن مسعود نقل شده است كه او سورهء فاتحه و معوّذتين را از قرآن نمىدانسته است .
و بسيارى از علماء انكار اين مطلب را كرده و نقل از او را صحيح ندانستهاند . نووى در « شرح مهذّب » گويد : علماء اجماع و اتّفاق دارند بر اينكه معوّذتين و فاتحه از قرآن است ، و كسى كه منكر شود كافر است . و آنچه از ابن مسعود نقل شده است ، باطل است و صحيح نيست . و ابن حزم در كتاب « القدح المعلّى تتميم المحلّى » گويد : اين گفتار ساختگى است و بر ابن مسعود دروغ بستهاند . و آنچه در روايت عاصم از زرّ ، از او آمده است ، در آن معوّذتين و فاتحه موجود است .
ابن حجر در « شرح بخارى » گويد : در روايت صحيحه آمده است كه ابن مسعود انكار قرآنى بودن آنها را مىنموده است ؛ زيرا أحمد و ابن حبان تخريج روايت كردهاند كه ابن مسعود معوّذتين را در مصحفش نمىنوشته است . و ابن حجر پس از آنكه جميع رواياتى را كه دلالت دارد بر آنكه ابن مسعود معوّذتين را از قرآنش حكّ مىكرده است ( مىتراشيده و محو مىنموده است ) نقل مىكند ، مىگويد : بنابراين ، گفتار كسانى كه مىگويند : اين را بر ابن مسعود دروغ بستهاند ، مردود است . چرا كه طعن و اشكال در روايات صحيحه بدون مستند و دليل ، قابل قبول نيست .
ابن قتيبة در كتاب خود « مشكل القرءان » گويد : ابن مسعود پنداشته است كه معوّذتين از قرآن نيستند ، چون او پيغمبر صلّى الله عليه و آله را ديد كه حسن و حسين را بدانها تعويذ نمودهاند ( به عنوان عوذة يعنى دعا خواندن و دعا بستن براى حفظ و مصونيّت و در پناه خدا در آوردن ) فلهذا بر اين پندار خود قيام نمود . و ما نمىگوئيم كه او در اين پندار راه درستى را