يكى از قاريانى كه تواتر را شرط ندانسته است ، جزرى است و بر او بسيار تاختهاند و ايراد گرفتهاند . از جمله شاگرد وى أبو القاسم نويرى در شرح « طيبة النّشر » گويد : عدم شرط تواتر ، قول تازهپديدى است كه مخالف اجماع فقهاء و محدّثين و غيرهم مىباشد . به جهت آنكه در نزد جمهور از امامان مذاهب اربعه ، قرآن عبارت است از آنچه ميان دفّتين ( دو روى جلدى كه از طرفين آن را دربرمىگيرد ) به نقل متواتر براى ما ثابت شده است .
جماعتهائى از اعلام همچون ابن عبد البرّ و ابن عطيّة و نووى و زركشى و سبكى و اسنوى و اذرعى بدين مطلب تصريح نمودهاند . و قرّاء هم بر همين امر اجماع نمودهاند . و از متأخّرين در اين مسئله مخالفت نكرده است مگر مكّى .
و مؤلّف كتاب « إتحاف البشر » گويد : و حاصل مطلب آنكه قرائت قرّاء سبعة اتّفاقى است ؛ و همچنين سه نفر ديگر : أبو جعفر و يعقوب و خلف على الأصحّ . و كتاب « إتحاف » جامعترين و بهترين كتاب متأخّرين است . و فقهاء و اصوليّين ما همه چنين گفتهاند ؛ و نقل سخن آنان به تطويل انجامد . « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) - تفسير « منهج الصّادقين » ج 1 ، مقدّمه ، منتخباتى از ص 11 و 12 و 13
( 2 ) - عالم جليل و منصف خبير ، شيخ محمود ابوريّهء مصرى در كتاب نفيس و ارزشمند خود به نام « أضواء على السّنّة المحمّديّة » طبع دوّم ص 253 تا ص 256 در تحت عنوان : تعقيب لا بدّ منه « دنبالهء ضرورى بحث » گويد : « و همچنانكه گفتيم براى جمعآورى و تدوين قرآن كريم و حفظ آن نهايت تحقيق را متحمّل شدهاند . بهطورىكه ابدا كسى را قدرت آن نيست كه در آن شكّ كند و يا در سينهاش به قدر مختصرى از ريب و ترديد بخلد ، در عين حال در پيرامون اين امر خطير امورى بپاخاستهاند كه آنها را مشكلات ناميدهاند . و ما بر خود فرض و واجب مىدانيم كه به برخى از آنها اشاره كنيم تا كسى نتواند بر ما ايراد بگيرد كه ما از آنچه بر خود واجب نموديم كه به خوانندگان كتاب خود از آنچه بر سر روايت و جنايتهاى