تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
مثلا در آيه مباركه :
وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ ،
« 1 » در قرائت قرّاء مصدّق به رفع است كه صفت براى رسول است . و در « مجمع البيان » گويد : نيكو است به نصب خواندن آن كه حال باشد براى رسول الله ، و ليكن قرائت ، سنّة متّبعة است . يعنى جز به رفع خواندن جائز نيست ، براى آنكه قرّاء آن را مرفوع خوانده‌اند . و به رفع خواندن كلمهء مصدّق به جهت مراعات رسم الخطّ نيست . زيرا در كلماتى كه رسم الخطّ آن نيز تفاوتى در حال نصب و رفع ندارد ، همهء قرّاء به يك شكل خوانده‌اند ؛ مانند
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً .
« 2 » همه به نصب بنا بر حاليّت خوانده‌اند ؛ با آنكه ممكن بود به رفع بخوانند تا خبر بعد از خبر براى تلك بوده باشد . دليل چهارم : تمام علماى عربيّت اجماع دارند بر آنكه قرآن كريم اصيل‌ترين پايه براى قواعد زبان عرب ، و اساسىترين ركن نحو و صرف و لغت و معانى و بيان و اشتقاق و سائر فنون عربيّت است . و در صورتى مىتوان عبارتى را از قرآن شاهد آورد كه از راه سماع و روايت از پيغمبر رسيده باشد ؛ نه آنكه به قياس و قاعده اعتماد كرده باشند . و گرنه در اين فرض دور لازم مىآيد . بدين گونه كه : استشهاد به قرآن متوقّف مىشود بر قاعده و قانون اهل ادب ؛ و اين قاعده و قانون متوقّف مىشود بر اصالت قرآن . و اين دور صريح است . بنابراين ، ادلّه و شواهدى را كه قرّاء و شاگردانشان و تابعين آنها هريك
هامش
( 1 ) - صدر آيه 101 ، از سورهء 2 : البقرة : « و چون پيامبرى از جانب خدا به سوى آنان آمد كه تصديق‌كننده بود آنچه را كه با ايشان بود . » ( 2 ) - صدر آيه 52 ، از سورهء 27 : النّمل : « پس آنها خانه‌هاى ايشان بود كه بر سرشان فروريخته بود . »
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 439 | السيد محمد حسين الطهراني