تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
نمىنمودند ؛ بلكه در پى آن مىرفتند كه روايت و نقل از رسول الله چگونه بوده است ! در قاعدهء ادب و عرب اينست كه : ياء آخر كلمه ، چنانچه بعد از حرف ساكن واقع شود بايد آن را مفتوح خوانند ؛ مانند قل إنّ صلاتى و نسكى و محياى و مماتى للّه ربّ العلمين « 1 » كه ياء در محياى را چون بعد از الف است و الف ساكن است ، مفتوح خوانده‌اند . امّا اگر بعد از حرف ساكن نباشد ، به دو وجه جائز است خوانده شود : سكون و فتحه ؛ مثل لفظ مماتى كه جائز است آن را ساكن و يا مفتوح خواند . امّا قرّاء با وجود اين اختيار ، اختيار سكون و يا فتحه را نكردند و مقيّد بر سماع شدند . و در كلماتى مانند لى و مسّنى و عهدى و امثالها در 566 مورد همگى متّفقا به سكون خواندند ؛ و در 18 مورد متّفقا به فتح ؛ و در 212 مورد ديگر ، بعضى از قرّاء سكون را پذيرفتند و فتح را نپذيرفتند ، و بعضى ديگر بر عكس فتح را پذيرفته و سكون را نپذيرفتند . و هيچيك از آنها به هر دو وجه قرائت نكردند ؛ چون سماعشان يك قسم بود . امّا براى ما در اين 212 مورد جائز است به هر يكى از دو قسم كه مىخواهيم به متابعت يكى از قرّاء بخوانيم . و ليكن در آن موارد ديگرى كه همه به سكون خوانده‌اند ، ما نيز لازم است به سكون بخوانيم ، و فتحه جائز نيست . مثلا در آيه مباركهء :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ،
« 2 » نمىتوانيم ياء در إنّى را مفتوح بخوانيم . چون اين‌طور قرّاء
هامش
( 1 ) - آيه 162 ، از سورهء 6 : الأنعام : « بگو : تحقيقا نماز من و عبادت من و زندگى من و مرگ من ، از آن خداست كه او پروردگار عالميان است . » ( 2 ) - قسمتى از آيه 30 ، از سورهء 2 : البقرة : « من قراردهنده هستم در روى زمين خليفه‌اى را . »