نخواندهاند ، گرچه طبق قواعد عربيّت ياء بعد از حرف متحرّك را به دو وجه جائز است قرائت نمود .
و از جمله شواهد زنده بر گفتار ما ، ياءهاى زائده است در امثال
يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ ،
« 1 »
وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ ،
« 2 »
وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ .
« 3 » در قرائت عاصم كه قرآن مشهور در دست ماست ، اصلا خواندن ياء غير مكتوب ، خواه در حالت وقف و خواه در حالت وصل جائز نيست . و بايد در آيه
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ ،
« 4 » دين را به سكون نون در حالت وقف ، و به كسر آن در حالت وصل قرائت كنيم ؛ و نگوئيم :
دين با كسرهء نون در حالت وصل ، و دينى با اظهار ياء در حالت وقف .
امّا ديگران ( غير عاصم ) مانند نافع و ابن كثير و أبو عمرو در سورهء قمر ، در كلمهء
إِلَى الدَّاعِ ،
« 5 » إلى الدّاعى خواندهاند . و در همين سوره در كلمهء
يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ
« 6 » بدون ياء قرائت كردهاند . قطعا و مسلّما نه فراموش كردهاند و نه علّتى داشت مگر آنكه در آنجا آنچنان و در اينجا اينچنين شنيدهاند . و مقيّد به حفظ سماع بودهاند .
دليل سوّم : در بعضى از كلمات ، همهء نحويّين و اهل ادب اتّفاق دارند بر آنكه مىتوان در اين جمله آن را به دو قسم قرائت كرد . امّا قرّاء به يك قسم خواندهاند .
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 6 ، از سورهء 54 : القمر : « روزى كه مىخواند خواننده . »
( 2 ) - آيه 4 ، از سورهء 89 : الفجر : « و شب در وقتى كه جارى مىشود . »
( 3 ) - ذيل آيه 41 ، از سورهء 2 : البقرة : « و فقط از من بپرهيزيد ! »
( 4 ) - آيه 6 ، از سورهء 109 : الكافرون : « براى شماست دين شما ، و براى من است دين من . »
( 5 ) - قسمتى از آيه 8 ، از سورهء 54 : القمر : « به سوى خواننده . »
( 6 ) - قسمتى از آيه 6 ، از سورهء 54 : القمر : « روزى كه مىخواند خواننده . »