متواتر بدانند . و بنابراين تعداد روايات قرائتهاى متواتره در نزد آنان بيشتر از هفت عدد مىباشد . « 1 » اين محصّل مطالبى بود كه حضرت استاد علّامه رضوان الله تعالى عليه ، خرّيت فنّ قرآن بيان فرمودهاند .
[ پنج دليل بر ردّ قول به عدم تواتر قرائات سبعة ]
و امّا گفتار حضرت آية الله خوئى در تفسير به اينكه قرآن عبارت است از مادّه ، و امّا هيئت و اعراب كيفيّت آنست و عدم تواتر آن ضررى به تواتر قرآن نمىرساند ؛ داراى اشكال واضحى است . و آن بدين گونه است كه : قرآن عبارت است از مجموع مادّه و هيئت ؛ يعنى آنچه را كه هنگام تكلّم شنيده مىشود . و هيئت و مادّه امر وحدانى را تشكيل مىدهند . و جدا كردن يكى از ديگرى محال است .
آنچه از هم جدا مىشود در كتابت است ، كه اعراب را در لغت عربى جدا مىنويسند . مانند ملك كه چنانچه بر آن اعراب نگذارند ممكنست كسى مدّعى شود : مادّه متواتر است و اعراب آن كه آن را به صورت ملك و يا ملك در آورد متواتر نيست . امّا در تلفّظ جدا كردن آن دو از هم غير ممكنست . و چنانچه مادّه را به تواتر و يا به خبر واحد حكايت كنند ، اعراب و كيفيّت هم لزوما و مقارنا و معا با آن به تواتر و يا به خبر واحد حكايت مىشود .
ما بحول الله و قوّته در اينجا با چند دليل اثبات تواتر قرائات سبعة و روايت قرّاء آنها را فقط از طريق سماع و روايت ، بدون اجتهاد و استنباط ؛ مىنمائيم ، و حقيقت مدارك قرّاء را ذكر مىكنيم تا حقيقت تواتر قرآن بما هو قرءان از جهت هيئت و مادّه روشن شود .
[ أساطين مذهب شيعه همچون علّامهء حلّىّ ، قائل به تواتر قرائات سبعهاند ]
دليل اوّل گفتار اساطين و اعاظم علماى فنّ قرائت و مجتهدين خبره است :
هامش
( 1 ) « مهر تابان » يادنامهء علّامهء طباطبائى ، بخش دوّم ، ص 199 تا ص 203