ادبيّت و عربيّت مطّلع بودهاند ؛ و روى زبان مادرى و قواعدى كه در دستشان بود ، اينطور مىخواندهاند .
اينطور نمىتوان گفت . اختلاف قرائت بر اساس اختلاف اجتهاد و نظريّه نبوده است .
اختلافشان از نقطهء نظر روايت است . يعنى استناد به رسول الله مىدهند .
مثلا در ملك يوم الدّين رواياتى داريم كه مىگويند : رسول خدا ، هم ملك مىخواندهاند ، هم ملك . و اين امر بنابراين است كه هر دو روايت متواتر باشند .
زيرا اگر دو كيفيّت در كلمه هريك متواتر نباشند ، مثلا ملك متواتر نباشد ، ملك هم متواتر نباشد ، از كجا يقين پيدا كنيم يكى از اين دو حتما قرآن است ؟ ! زيرا احتمال مىرود قرآن به كيفيّت ديگرى نازل گرديده و بما نرسيده است .
بايد دانست كه قرائات متواتره همان قرائت هفت نفرى است كه آنان را قرّاء سبعة گويند . مثل عاصم كه با يك واسطه از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند . و ابن كثير كه از صحابى : عبد الله بن سائب اخذ نموده . و نافع كه از تابعين ، امثال أبو جعفر قرآن را روايت نموده است . و در اينها چون واسطهها كم است ، زود به رسول خدا مىرسد .
امّا قرائات شاذّه قرائتهائيست كه اساتيد از قرّاء اخذ كرده ، و براى خودشان قرائت قرار دادهاند .
قرائات شاذّه زياد است . و از ميان آنها سه قرائت معروف است : قرائت أبى جعفر و يعقوب و خلف ، كه با آن هفت قرائت متواتر مىشود ده قرائت .
اين ده قرائت معروفند . ولى غير از اين سه قرائت شاذّه ، روايات ديگرى كه قسمتى از قرائتهاى مختلف را نقل مىكند ، آنها را شاذّه گويند ؛ البتّه شاذّهء غير معروفه .
و البتّه كسانى هم هستند كه آن سه روايت شاذّه ، و يا بعضى از آن سهتا را
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٣٣