مىكنيم ، تا روشن شود كه
[ قرائات سبعة ، از روى اجتهاد نيست ]
قرائات سبعة از استنباطات و اجتهادات قاريان نيست ؛ بلكه از سماع و روايت است . و فقهاى ما رضوان الله عليهم اتّفاق دارند بر تواتر قرائت قرّاء سبعة و سماع آنان بواسطه ، از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم .
حفص كه از عاصم روايت مىكند ، در سورهء فرقان
يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً
« 1 » به إشباع كسرهء هاء در فيه قرائت نمود ؛ با آنكه مىدانست بدون اشباع به موافقت قاعدهء عربيّت صحيح است . و اگر يخلد فيه مهانا مىخواند بلا اشباع ، ابدا خلافى ننموده بود . امّا قرائت نكرد ، چون سماع او با اشباع بود .
و در سورهء فتح
بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ
« 2 » و در سورهء كهف
وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ
« 3 » با ضمّهء هاء ضمير قرائت كرد ؛ و خوب مىدانست كه كسرهء هاء در عليه و أنسانيه نيز جائز است . امّا نخواند ، چون سماع وى و روايتش اينطور بود .
امّا در سائر مواضع قرآن در امثال فيه بدون اشباع و در امثال عليه و أنسانيه با كسرهء هاء قرائت كرد با كثرت موارد آنها ؛ فقط در اين سه مورد اينچنين خواند . اگر اجتهاد او اينطور بود ، بايد همه جا باشد نه فقط تنها اينجا .
و نظير اين موارد چنان كه بيان خواهيم كرد ، بقدرى زياد است كه احصائش مشكل است . در اين صورت چگونه تصوّر دارد كه بگوئيم : اين اختلاف از آراء و نظريّههاى خود قاريان بوده است ؟ !
[ گفتار علّامهء طباطبائى دربارهء استناد قرائات به سماع و روايت ، نه به اجتهاد ]
اين حقير در مصاحباتى كه با استادمان حضرت آية الله علّامهء طباطبائى
هامش
( 1 ) - ذيل آيه 69 ، از سورهء 25 : الفرقان
( 2 ) - قسمتى از آيه 10 ، از سورهء 48 : الفتح
( 3 ) قسمتى از آيه 63 ، از سورهء 18 : الكهف