تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
قرآن را در آستانهء زوال قرار داده است . حذيفهء يمانى و بعضى از صحابهء ديگر نيز بر اين امر تأكيد داشتند . عثمان به كلام ابن مسعود ترتيب اثر داده ، امر كرد جميع مصاحف را چه در مدينه و چه در مكّه و سائر بلاد به مدينه آورده و تسليم كنند . مصاحف را كه در آن عصر بر روى الواحى از چوب ، و بر روى استخوانهاى كتف گاو ، و بر روى پوست آهو و كاغذ نيز نوشته بودند ، جمع كردند و بقدرى بزرگ شد كه به صورت تلّى در آمد ؛ و تمام را آتش زد . اينست آنچه در روايات شيعه وارد است . و امّا آنچه در روايات عامّه است آنست كه : عثمان دستور داد كه اين قرآن‌ها را در ديگ آب‌جوش ريختند و پختند ، تا آيات قرآن از روى آنها محو گردد . عثمان در اين حال زيد بن ثابت را مأمور تدوين يك قرآن نمود كه بر قرائت واحدى استوار باشد ؛ و اين تدوين را تدوين دوّم گويند . عثمان پنج نسخه از اين قرآن تهيّه نموده ، و به عنوان إمام يكى را در مدينه گذارد ؛ و يكى را به مكّه ، و يكى را به شام ، و يكى را به بصره ، و يكى را به كوفه فرستاد . اينها را مصحف إمام نامند . چون الگو و محلّ مراجعهء تمام مردم آن شهر و ديار قرار گرفت . و نيز در بعضى از روايات آمده است كه : عثمان نيز يك نسخه به يمن و يك نسخه به بحرين فرستاد . « 1 » در گيرودارى كه عثمان مشغول گردآورى مصاحف بود ، عبد الله بن مسعود از سفر بازآمد ، و ديد عثمان مىخواهد قرآنها را بسوزاند . در چندين مجلس از او خرده گرفت و وى را سرزنش و تعييب و تعبير نمود و گفت : من كه
هامش
( 1 ) - « قرآن در اسلام » علّامهء طباطبائى ، طبع دار الكتب الإسلاميّة ( 1391 هجرى قمرى ) ص 127