تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
مىرساند . مثلا از آميزش با زنان به ملامسه ( يكديگر را لمس نمودن ) و مباشرت ( با بشرهء بدن يكدگر را تلاقى كردن ) و غشيان ( روى آنها را پوشاندن ) و رفث ( سخنى كه در غير آن موقع عيب شمرده مىشود ) و مقاربت ( نزديك شدن به همديگر ) و إتيان ( آمدن و وارد شدن ) و امثال ذلك تعبير فرموده است . و از براز به غائط « محلّ پست و گود » تعبير نموده است . چون غالبا افرادى كه در بيابان و صحرا تخلّى مىكنند ، به مكان گود و پست مىروند تا از انظار دور باشند . فلهذا بازگشتن از آن محلّ را كنايه از براز كردن قرار داده است :
أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ .
« 1 » « يا آنكه يكى از شما از مكان پست و محلّ گود مراجعت كند . » يعنى حدث غائط از او سر زند .

[ تعابير قرآن ، ارزشها و حقائق را آشكار مىسازد ]

يكى از اختصاصات قرآن ، تعبير از بعضى از افراد و معانى است با كلماتى كه در نزد خود ، حقيقت و ارزش آنها را هويدا مىسازد . مثلا از افراد غنىّ و ثروتمندى كه در اقوام ، فقط بدين جهت اعتبارى يافته‌اند و خود را حاكم و ذى نظر و ديگران را رعيّت و بندهء خود ميدانند به كلمهء ملأ تعبير نموده است . يعنى كسانى كه پر شده‌اند از غرور و استكبار .
قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَراكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
« 2 » « گفتند افراد پر ، از قوم نوح به او : ما تو را در گمراهى آشكار مىبينيم ! » و يا مثلا از افكارى كه داراى ارزش حقيقى در نزد خود نباشد به هوى و أهواء تعبير نموده است ؛ يعنى تو خالى . گرچه آن افكار در مدنيّت و اجتماع و در ميان جامعه شناسان در سطح اعلاى از ارتقاء بوده باشد . امّا چون از اصالت و واقعيّت اشراب نگرديده است ، آن را پوك و تو خالى تعبير مىنمايد .
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 43 ، از سورهء 4 : النّساء ؛ و قسمتى از آيه 6 ، از سورهء 5 : المائدة ( 2 ) - آيه 60 ، از سورهء 7 : الأعراف
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 370 | السيد محمد حسين الطهراني