بودند ، بواسطهء رحمتى كه از ما به آنها رسيد نجات داديم . و صيحهء آسمانى ، آنان را كه ستم نموده بودند در گرفت ؛ پس مانند نمدهاى چسبيده به زمين ، در خانه و ديارشان به هلاكت رسيدند .
مثل اينكه اصلا در آن خانهها و ديار درنگ ننموده بودند . آگاه باش كه دورى و بعد از قرب و رحمت خدا براى اصحاب مدين است ، همچنانكه دورى از رحمت براى طائفهء ثمود بود ! » غنى يغنى بالمكان و فى المكان به معنى اقامت در آن مكان است . و جاثمين به معنى متلبّدين است . يعنى بواسطهء تمرّد و تجاوز و ستمى كه اصحاب مدين به حضرت شعيب ، و طائفهء ثمود به حضرت صالح على نبيّنا و آله و عليهما السّلام كردند ؛ چنان صيحهء آسمانى بر آنها فرودآمد كه با خاك يكسان شدند ، و گوئى در آن زمين هيچگاه سكنى نگزيده بودند . نه اسمى و نه رسمى و نه اثرى از آنها ، و نه از اموال و ازواج و اولاد و نه از باغها و زراعت و تجارت و غيرها كه از آنان بود باقى نماند .
تعبير دوّم در سورهء مؤمنون است . و اين تعبير عجيبتر است ؛ زيرا مىفرمايد : ما آنها را « احاديث » قرار داديم . يعنى چنان آنها را نابود كرديم كه در عالم فقط حقيقتشان به صورت گفتگو و خبر در آمد . و از آنها فقط قصّه و حكايتى ماند . و اين مثل زيد عدل است . نمىفرمايد : ما اثرشان را نابود ساختيم ، و خبرشان را باقى گذاشتيم ؛ بلكه مىگويد : ما چنان عذاب را وارد كرديم كه حقيقت وجودى و اثرى آنها را « خبر » نموديم . و كأنّه حقيقت ماهيّت آنها غير از مقولهء سخن و گفتگو و حديث چيزى نيست .
اين داستان را قرآن كريم پس از بيان قوم نوح كه در آب غرق شدند ، و خداوند جماعت ديگرى را آفريد ، و براى آنها پيغمبرى فرستاد و آن پيامبر را تكذيب كردند ، بيان مىكند كه :
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 368
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦٨