تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
و نيز در « الدّرّ المنثور » آورده است كه : ابن جرير از ابن عبّاس در اين آيه مباركه تخريج كرده است كه او گفته است : اين مورد آيه ، پسرى از أبو بكر بوده است . » حضرت استاد علّامه قدّس الله نفسه مىفرمايد : « من مىگويم : اين مطلب نيز از قتاده و سدى روايت شده است ؛ و قصّهء روايت مروان و تكذيب عائشه مشهور است . » آنگاه فرموده‌اند : « در تفسير « روح المعانى » بعد از ردّ كردن روايت مروان گفته است : بعضى همچون سهيلى در كتاب « أعلام » با مروان در اينكه اين آيه دربارهء عبد الرّحمن فرودآمده است ، موافقت نموده‌اند . و سپس افزوده است كه : بر فرض اينكه دربارهء عبد الرّحمن هم نازل شده باشد ، تعبير و تعييب و تنقيص معنى ندارد ؛ بالأخصّ كه از مروان سر زند . زيرا عبد الرّحمن اسلام آورد ، و از افاضل و أبطال صحابه بود . و در جنگ يمامه و غير آن ، مشهوداتى كه از وى ظاهر شد ما را از بحث در اسلام او مستغنى مىدارد . و الإسلام يجبّ ما قبله . « و اسلام آوردن كسى ، موجب قطع و بريدگى اعمال سابق او مىشود . » بنابراين اگر كافرى اسلام آورد ، سزاوار نيست دربارهء گفتار پيشينش او را تعيير و تعييب كنند . » در اينجا گفتار آلوسى در « روح المعانى » خاتمه مىيابد .

[ استفادهء علّامهء طباطبائى از تعبير « حقّ عليهم القول » ]

حضرت علّامه در اينجا بكلام آلوسى نظر داشته و آن را ردّ كرده‌اند . بدين گونه كه : « روايات واردهء در اين مقام اگر صحيح باشد ، هيچ مفرّ و گريزى از تصريح شهادت آيه به كفر عبد الرّحمن نيست . چون آيه مىگويد :
أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ
تا
إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ .
« بر ايشان كلمهء عذاب تثبيت شد . » تا اينكه مىگويد : « تحقيقا ايشان از