تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ .
« 1 » « و آن‌كسىكه به پدر و مادرش گفت : افّ باد بر شما ! آيا شما مرا وعده مىدهيد كه زنده شده از قبر خارج مىشوم ، درحالىكه قرنها افراد بشر قبل از من رفته‌اند و برنگشته‌اند ؟ و پدر و مادر استغاثه به خدا مىنمودند و خطاب به پسر كه اى واى بر تو اى فرزند ، ايمان بياور ! زيرا وعدهء خدا حقّ است ! و او مىگفت : اين وعدهء به معاد نيست مگر افسانه و نوشتهء پيشينيان . اين افراد هستند كه كلمهء عذاب خدا بر ايشان تثبيت شد ( مطابقت و موافقت كلمهء عذاب با كردار آنان ) در ميان امّت‌هائى كه قبل از ايشان از جنّ و انس گذشتند ، بدرستى كه حقّا آنان مردمى زيانكارند . » حضرت علّامه آية الله طباطبائى رضوان الله عليه فرموده‌اند : « و الّذى قال لولديه مبتدا است و خبرش أولئك الّذين حقّ عليهم مىباشد ، زيرا و الّذى قال لولديه در معنى جمع است . » « 2 » و نيز فرموده‌اند : « اين آيه دربارهء عبد الرّحمن بن أبى بكر نازل شده است . بدين ترتيب كه در تفسير « الدّرّ المنثور » با سند خود از عبد الله روايت مىكند كه او گفت : من در مسجد بودم در وقتى كه مروان خطبه مىخواند و مىگفت : خداوند به أمير المؤمنين معاويه دربارهء يزيد رأى و نظريّهء نيكوئى عنايت نموده است كه او را خليفهء پس از خود بنمايد . و اگر او را خليفه كند ، قبل از او أبو بكر و عمر نيز تعيين خليفه نموده‌اند . عبد الرّحمن بن أبى بكر گفت : أ هرقليّة ؟ ! آيا اين طريقهء هرقل امپراطور روم است كه فرزند خود را خليفه مىنمايند ؟ ! قسم به خدا كه أبو بكر در احدى از
هامش
( 1 ) - آيه 17 و 18 ، از سورهء 46 : الأحقاف ( 2 ) - « الميزان فى تفسير القرءان » ج 18 ، ص 220