و گفتار خداى متعال :
لِيُحِقَّ الْحَقَّ
1 « براى اينكه تثبيت كند حقّ را » .
احقاق حقّ در اين آيه بر دو گونه است :
اوّل : به اظهار ادلّه و آيات ؛ همچنانكه مىفرمايد :
وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً .
« 2 » « و ما براى شما عليه آن گروه ، دليل و برهان روشن قرار داديم » يعنى حجّت قوىّ .
دوّم : به كامل نمودن شريعت ، و انتشارش در ميان جميع مردمان . مثل گفتار خداوند متعال :
وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ -
« 3 »
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ . »
« 4 » « 5 » « و خداوند تمامكننده و كامل نمايندهء نور خود است ؛ و اگر چه كافرين را خوشايند نباشد - اوست آنكه رسول خود را با هدايت و دين حقّ فرستاد ، تا او را بر تمام اديان غلبه و برترى دهد . » در آيه مباركهء
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ، *
كه در دو جاى قرآن وارد است ؛ و نيز در آيه
وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ
، لفظ من به معنى ابتداى غايت است ؛ كه در مثل اين و امثال اين عبارات ، بر معنى نشويّه منطبق مىشود . و دلالت بر حقيقت و واقعيّتى بسيار مهمّ مىكند كه عبارت باشد از اينكه : پروردگار عظيم ، مركز حقّ و تراوش آنست . و آنچه در عالم وجود از موافقت و مطابقت با اصالت و واقعيّت است ، از خداست . و چون داراى ألف و لام جنس است ، دلالت بر حصر حقّ از جانب پروردگار متعال دارد . يعنى اين جنس هر كجا پيدا شود ، از
هامش
( 2 ) - ذيل آيه 91 ، از سورهء 4 : النّساء
( 3 ) ذيل آيه 8 ، از سورهء 61 : الصّفّ
( 4 ) صدر آيه 33 ، از سورهء 9 : التّوبة ؛ و صدر آيه 28 ، از سورهء 48 : الفتح ؛ و آيه 9 ، از سورهء 61 : الصّفّ
( 5 ) « مفردات » طبع سنهء 1381 - قاهره ، مادّهء حقّ ، ص 125