تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
كدام قاطعيّتى انجام مىدهد ؟ ! ثالثا : آن همه سر و صدا و هو و جنجال در آوردند و مانند مردمى كه عقب ديوانه راه مىافتند ، او را تعقيب مىكنند ، صيحه و فرياد مىزنند تا در باغى مىاندازند . آن رؤسا و اشراف هم آن پاسخهاى ناروا را به او دادند . علاوه سرّش را كتمان ننمودند ، و اين هياهو را ايجاد كرده ، اين بلا را بر سرش آوردند . رابعا : چون در زير درخت انگور و در سايهء آن مىنشيند ، با اين جملات كه از حاقّ عبوديّت برخاسته ، و از يك عالم فروتنى و تواضع و تخاشع او در حضور پروردگار حكايت مىكند عرضه مىدارد : اى خداى من ! اى ربّ من ! اى پروردگار من ! نگرانى من اينك از آنست كه مبادا بر من غضب كرده باشى ؛ و به جزاى اعمال من يا در كندى در انجام مأموريّت من ، مرا بكام دشمن سپردى ؛ و بازيچه و مسخرهء جهّال و سفهاء كردى ! خداوندا فقط بيم از آنست كه بر من خشم نموده باشى ؛ و اين وقايع و حوادث نتيجهء آن باشد . امّا اگر بدانم تو از من راضى هستى ، من هيچ باك ندارم . آن‌قدر به درگهت گريه كنم ، و روى نياز و حاجت به آستانت بسايم ، تا از من راضى شوى . زيرا مقصد و مقصود من توئى . راه و روش من تحصيل رضاى تست . اى پروردگارى كه به نور سيماى تو ، ظلمات درهم شكسته شده ، و آسمانها و زمين فروغ گرفته ، و تمام امور دنيا و آخرت ، ظاهر و باطن ، سرانجام يافته است ! از تو درخواست عاجزانه و عبيدانه و فقيرانه دارم تا از من راضى باشى ! و مرا به جرم قصور و تقصير در نگيرى ! آرى هيچ حول و قوّه‌اى در عالم نيست مگر بواسطهء تو ! حقير از قديم الأيّام دربارهء سفر رسول الله به طائف كه تنها ، پياده در كوهستانهاى مخوف ، شب و روز رفته و با اين كيفيّت برگشته ، و اينك مىخواهد