جريانات واقعهاى را كه ذكر كرديم ، بسيار عجيب است .
[ پيامبر در طائف ، تكوتنها با قاطعيّت دعوت خود را نمود ]
اوّلا : مىرساند كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در مكّه بقدرى مورد اذيّت و آزار بودند كه امان نداشتند ، و خون آن حضرت قيمتى نداشت .
و ارحام و اقوام او از همه بيشتر آزار مىدادند ؛ تا جائى كه از مردم ثقيف براى دفع خويشاوندانش استنصار مىكند . و دليل اين مطلب آنكه در موقع مراجعت پناه مىخواهد . بدون پناه در خطر است . در خطر جدّى و حتمى . و لذا از كافر پناه مىخواهد ، تا در پناه او بتواند سخنش را بگويد و تبليغ رسالات خدا بنمايد . در مكّه يك نفر مسلمان قدرتمند نيست كه بتواند او را در امان خود بگيرد .
و اگر كسى بگويد : براى او چه اهمّيّت دارد ؟ بگذار كشته شود ! جواب آنست كه : بر او واجب است رسالتهاى خداوند را به مردم برساند . و با كشته شدن و خود را بكشتن دادن ، و يا در حيات و زندگى اندك مسامحه نمودن ، مأموريّت عمل نمىشود و مورد مؤاخذهء خدا قرار مىگيرد . عمدهء مطلب ، رساندن بار به منزل است .
ثانيا : اين پيامبر رحيم و رئوف و مهربان در سنّ پنجاه سالگى « 1 » چگونه ميان مكّه را تا طائف پياده مىرود ؟ آن راه كوهستانى و صعب العبور كه امروزه از راههاى سخت محسوب مىشود ؛ تا چه رسد به آن زمان . در اين راه تنها است ، تكوتنهاست . فقط به عشق خدا ، و به عشق انجام مأموريّت و اداء رسالت ، و تبليغ مشركان مىرود . حركتى كه در هر لحظه مواجه با خطر مرگ است . اينها را با
هامش
( 1 ) - چون بعثت حضرت در چهل سالگى بوده است ، و سفر به طائف بعد از رحلت حضرت أبو طالب بوده ، و رحلت او در سال دهم از بعثت است ؛ فلهذا سنّ مبارك رسول خدا در سفر به طائف پنجاه سال بوده است .