[ تكذيب مشركين خبر غلبهء روم را بر ايران ]
و از آن طرف روم بسيار ضعيف ؛ غير از شبه جزيرهء قسطنطنيّه براى او هيچ باقى نمانده است . همهء كشورها را از دست داده است . و از شمال ، بلغارها او را تعقيب مىكنند . خزانه ندارد ، ثروت ندارد .
در اين صورت خبر غلبهء روم بر ايران از نقطهء نظر اسباب ظاهرى ، ممتنع ؛ و خبرى از تمام جهات براى كفّار و مشركين غير قابل قبول بود . و لذا اين خبر قرآنى را نيز تكذيب نموده و آن را هم حمل بر سائر دعاوى محمّد ( صلّى الله عليه و آله و سلّم ) نمودند . « 1 »
هامش
- گماشت تا شكمش را پاره كرد . شب سه شنبه ، 10 جمادى الاولى ، سنهء 7 از هجرت . و در « حبيب السّير » گويد : در سال نهم از هجرت اعيان ايران او را مقيّد كرده ، پسرش شيرويه را به تخت نشاندند و به او تكليف كردند تا به قتل پدرش فرمان دهد .
( 1 ) بقدرى شكست ايران غير مترقّب و از اسباب ظاهريّه بعيد مىنمود كه جز ارادهء حتميّهء حضرت حقّ تعالى بر انقراض حكومت جائرهء پرويز و برچيدن بساط عدوان وى چيزى به نظر نمىرسد . زيرا تصرّف ممالك تحت تصرّف روم ، دفعة صورت نگرفت تا از دست دادن آنها آسان باشد . بتدريج دولت ايران در مدّت چهارده سال فلسطين و شام و آسياى صغير ( تركيّه ) را تصرّف كرد ، و لشكر و قواى ايران در آنجاها كاملا متمكّن گرديده بود . و سپس مصر را هم كه از روميان گرفت ، يك نيروى واحد عظيم در دنيا شد . اگر ارادهء الهى اتّفاقات غير منتظره را پيش نمىآورد ، مملكت روم بكلّى منقرض گرديده بود ؛ چنان كه اسكندر مقدونى ايران را منقرض كرد . و از جمله تأييدات الهى اين بود - همانطوركه مشير الدّولة در كتاب « ايران باستانى » آورده است - كه : تصرّف كالسدن براى روميان محال بود ؛ ولى چون سپاهيان از دو جانب با هم روبرو شدند ، باد به سوى لشكر ايران مىوزيد ، و خاك و خاشاك و غبار بر روى آنها مىريخت و مواجه با دشمن بودن برايشان سخت بود ، ازاينجهت روميان جرأت كردند و آنها را به هزيمت و فرار دادند .
كريستنسن در « تاريخ ساسانيان » از كتاب « التّاج » جاحظ نقل مىكند كه : شهر براز ، فرماندهء سپاهيان ايران بواسطهء آنكه خسرو پرويز براى وى نامههاى متضادّ مىنوشت ، از