در اثر آمده است كه : چون اين آيه كه دلالت بر وعدهء فتح روم پس از چند سالى دارد فرودآمد ، روزى اميّة بن خلف كه از مشركين سرسخت و دشمنان رسول الله بود ، از روى اهانت و سستى امر ، به أبو بكر گفت : اين وعده ابدا درست نيست ، و خواهى ديد كه نخواهد شد .
أبو بكر گفت : من با تو شرط مىبندم كه اگر تا سه سال روميان پيروز شوند ، تو به من ده شتر بدهى ! و اگر مغلوب شوند و غلبهاى براى آنها نباشد .
من ده شتر به تو بدهم ! چون خبر به رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم رسيد ، فرمودند : هم در مقدار شتر زياد كن و هم در مدّت ! زيرا معنى بضع كمتر از ده است ، از سهتا نه را بضع گويند .
أبو بكر مقدار رهان و گروبندى را با او صد نفر شتر نمود ؛ و بر مدّت هم اضافه كرد .
علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه و محمّد حسين هيكل ، ادنى الأرض را نزديكترين محلّ روميان به ارض حجاز كه أذرعات و بصرى است دانستهاند ؛ و مشير الدّولة حسن پيرنيا ، ظفر را در كالسدن كه قرب قسطنطنيّه است گفته است .
و حقير را گمان آنست كه گفتار پيرنيا به صواب اقرب است ؛ زيرا اوّلا :
هامش
- كيد او در وحشت و انديشه افتاده به هرقل پيوست ؛ و راه را براى او باز كرد تا توانست تا نهروان پيش بيايد .
و اينها همه دليل است بر اينكه غلبهء روميان جز به تأييد خداوندى بر امر غير مترقّب چيزى نبوده است . و اين حقيقت را مىتوان از آيه قرآن استفاده كرد كه اوّلا مىفرمايد :لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ ؛و ثانيا مىفرمايد :يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ .يعنى نصرت خداوندى بوده است بر اساس انحصار امر در دست وى ، كه چنين ظفر نصيب روميان گرديده است .