تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
خرابى بلاد و تصرّف آنها بدست ايرانيان مجوسى در ناراحتى بسرمىبرد . هرقل سفيرى نزد خسرو پرويز فرستاد و خود را آماده براى صلح كرد ؛ ولى مذاكرات به جائى نرسيد . زيرا فتوحات عالمگير او وى را مغرور و متكبّر كرده بود . خسرو نه فقط براى مذاكرات صلح حاضر نشد ، بلكه سفير را تهديد به قتل نموده ، در محبس انداخت كه چرا هرقل را در غلّ و زنجير در جلوى تخت « 1 » من حاضر نكرده‌اى ! پس از آن كالسدن تسخير شد ، و حدود ايران به حدود زمان هخامنشى رسيد . اين غلبهء فارسيان بر روميان ، در دنيا سر و صدائى به راه انداخته بود و
هامش
( 1 ) - غياث الدّين بن همام الدّين حسينى معروف به خواند أمير در كتاب « حبيب السّير » ج 1 ، ص 250 گويد : « پرويز را تختى بود در غايت وسعت و رفعت ، مرصّع بجواهر قيمتى كه صد و چهل هزار ميخ نقره در اطراف آن به كار برده بودند و يك‌هزار گوى زرّين بر آن تعبيه كرده ، و صورت دوازده برج و كواكب سبعة و غير ذلك مصوّر و منقّش ساخته ، و سى هزار زين مرصّع داشت ؛ و صد گنج كه يكى از آن جمله گنج باد آورد است . و قصّهء اين گنج كه بىمشقّت و رنج بدست آمد ، چنان بود كه نوبتى ، قيصر اموال بىقياس در هزار كشتى نهاده ، در موضعى حصين مىفرستاد ، و باد آن كشتيها را به جائى كه در تصرّف گماشتگان پرويز بود آورد ؛ و آن اموال داخل سائر كنوز خسرو شد . و پرويز مقدارى طلاء دست افشار داشت كه بىعمل نار ، هرچه مىخواست از آن مىساخت . و در حرم‌سراى او سه هزار دختر حرّ الأصل حوراوش و دوازده هزار جاريه بسر مىبردند . و هر شب شش هزار مرد به حراست پرويز قيام مىنمودند . و در طويلهء او هشت هزار اسب و استر جهت سوارى خاصّه جو مىخوردند ، و دوازده هزار اشتر قطارى و بيست هزار شتر بختى و نهصد و شصت زنجير پيل داشت . و اسب شبديز پرويز كه در رفتار بر باد پيشى مىگرفت ، مشهور است . و باربد گوينده ، كه بىنظير آفاق بود ملازمت پرويز مىنمود . و شيرين كه از رشك حسن و جمالش مذاق جان ارباب ملاحت تلخ بود در شبستان خسرو روزگار مىگذرانيد . »