[ مطالب باطل در اناجيل بسيار است ]
روم رفته بودند و به زبان رومى حكايتهائى از آن حضرت نوشته بودند به پنجاه وجه مخالف يكديگر ، و عربها آن را انكار مىكردند و روميان مىپذيرفتند ؛ هرگز اطمينان به صحّت قول اينها پيدا نمىشد .
گوئيم : انجيل بعينه همين حال را دارد و متواتر نيست . و نويسندگان انجيل نزديك صد انجيل نوشتند مخالف هم ، و در ميان قومى داستان حضرت مسيح عليه السّلام را منتشر كردند كه اگر دروغ هم مىگفتند هيچكس نمىدانست دروغ است . بر خلاف احاديث اسلام كه عرب خود به آن حضرت ايمان آوردند و كلام او را به زبان خود او نقل كردند ؛ در حضور جماعتى كه همه آن حضرت را ديده بودند و كلام او را فهميده ، و كسى نمىتوانست در حضور آنها دروغ بگويد ، و اگر مىگفت بر او انكار مىكردند .
مثلا در انجيل متّى است كه چون حضرت مسيح متولّد شد ، چند تن مجوس از مشرق آمدند و پرسيدند : كجاست آن پادشاه يهود كه تازه متولّد شده و ما ستارهء او را در مشرق ديديم ؟ آنها نشان ندادند . ناگاه همان ستاره را ديدند در آسمان حركت كرد تا بالاى آن خانه كه حضرت عيسى عليه السّلام در آن خانه بود بايستاد ؛ دانستند در آن خانه است .
يك چنين حكايتى كه قطعا مجعول است ، در انجيل نوشتند و باك از رسوائى نداشتند . براى آنكه به زبان عبرى براى اهل بيت المقدس ننوشتند ، بلكه براى غريبان نوشتند ؛ و در غريبى لاف بسيار توان زد .
و ما يقين داريم هيچ منجّم معتقد نيست با ولادت هر كسى ستاره پيدا مىشود ، و بالاى سر او حركت مىكند ؛ نه مجوس به اين معتقدند ، و نه غير مجوس .
و نيز گوئيم : قدماى مسيحيان در كشته شدن حضرت مسيح اختلاف داشتند ، و در بعض اناجيل مرقوم بود كه اصلا آن حضرت كشته نشد . با آنكه اگر