هامش
- را بين قرن پانزدهم و شانزدهم مسيحى گفتهاند به عصر حاضر نسبت مىدهد . ثالثا :
نويسندهء آن را مسلمان مىداند . و رابعا : مقصد اين انجيل را فقط تحريف كتاب مقدّس مىداند ؛ و آن را منبع موثّقى نمىشمارد . اينها همه نسبتهاى خلاف واقع است .
نظير اين تعصّب كوركننده از فؤاد افرام بستانى مسيحى در « دائرة المعارف » خود ، در طبع قديم ، مادّهء برنابا ، ص 363 مىباشد . او مىگويد : « يك انجيل مزوّر منسوب به برنابا به لغت عربى پيدا شده است كه به لغت انگليسى و اسپانيائى و ايطاليائى ترجمه شده است .
و ظاهر اينست كه : جماعتى از أراتقه آن را تزوير كردهاند . و فوتيليريوس در قانون رسولى خود در ميان كتب ابو كريفيه [ اپوكريفل ] قرار داده است . و پاپ جيلاسيوس دوّم در سنهء 1118 آن را تحريم كرده است . » - انتهى .
در اينجا نيز مىبينيم اين مرد با وسعت اطّلاعش ؛ اوّلا : چگونه حكم به تزوير اين انجيل مىكند ؟ ثانيا : چگونه مىگويد : اصل آن عربى و سپس به انگليسى و اسپانيائى و ايطاليائى ترجمه شده است ؛ درحالىكه ديديم يگانه نسخهء آن ، ايطاليائى است و سپس به اسپانيائى و انگليسى و اخيرا به زبان عربى ترجمه شده است ؟ و ثالثا : از كدام سند و دليلى آن تزوير را نسبت به أراتقه مىدهد ؟ اينها همه مطالبى است كه موجب پائين آمدن اعتبار شخص محقّق مىگردد .
بايد دانست كه برناباى قدّيس رسالهاى دارد به عبرانيان ، و رسالهء ديگرى نيز مسمّى به نام اوست . در كتاب « قاموس كتاب مقدّس » و نيز در « دائرة المعارف » بستانى مسيحى از اين دو رساله بحث كرده است . و از استكشاف آن از قرون قديمه سخن به ميان آورده ؛ و از بزرگانى كه از اهل اطّلاع بودهاند و آنها را بدست آوردهاند از سنهء 70 ميلادى تا به حال مفصّلا ذكرى به ميان آورده است . و اين دو رساله غير از انجيل برناباى مورد بحث است . امّا اين امر به مؤلّف كتاب « بشارات عهدين » مشتبه شده ، و رساله را انجيل پنداشته است . آنگاه از « دائرة المعارف بستانى » و از « قاموس كتاب مقدّس » شواهدى را براى قدمت انجيل برنابا ذكر كرده است . درحالىكه مطالب اين دو كتاب دربارهء انجيل برنابا صريح در انكار است . و گفتارشان در پيرامون صحّت استناد رساله است به قدّيس برنابا كه از مطالب بزرگان اهل