شدند ، و هرگونه استقلال و عزّت يافتند . در بهترين و آبادترين اماكن كه محلّ نياكانشان بود سكنى گزيدند . قوانين و فرامين تورات : كتاب آسمانى براى سعادت دارين آنان ، راهنماى عجيب بود . امّا در اثر عصيان شديد ، و غرور و استكبار و بلندمنشى ، تمام آن نعمتها را از دست دادند . خداوند ظالمان را عليه ايشان برانگيخت تا در دو مرحلهء متفاوت ، تار و پودشان را از بين بردند .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : الظّالم سيفى ؛ أنتقم به و أنتقم منه . « 1 » « ظالم شمشير من است ؛ بواسطهء او از ديگران انتقام مىكشم ، و سپس از خود او انتقام مىگيرم . » بر يهوديان حملههاى شديد و خرابيهاى فراوان در اثر تجاوزاتشان دست داده است ؛ ولى قرآن كريم دو تجاوز را مهمّ مىشمرد و آن را فساد در زمين نام مىنهد . و بر اثر آن ، بختنصّر پادشاه بابل ، و تيطوس رومى را بر آنها چنان
هامش
( 1 ) - اين روايت را از مرحوم پدرم شنيدهام . و در « كلمة الله » طبع اوّل ، دار الصّادق - بيروت ، ص 180 ، حديث شمارهء 210 آورده است . و در ص 546 گويد : اين حديث بطور مرسل وارد شده است . و امّا حديث ديگرى قبل از اين به شمارهء 109 آورده است كه : « يقول الله عزّ و جلّ : إذا عصانى من خلقى من يعرفنى ، سلّطت عليه من لا يعرفنى . » و در ص 545 و 546 با سه سند ذكر كرده است : 1 - « كافى » مسندا از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام .
2 - « إرشاد القلوب » ديلمى . 3 - « امالى » صدوق مسندا از حضرت امام علىّ بن الحسين السّجّاد عليهما السّلام .
و مجلسى ( ره ) در « بحار الأنوار » طبع حروفى اسلاميّه ، ج 75 ، ص 313 ، از « ثواب الأعمال » صدوق مسندا از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام آورده است كه : « قال :
ما انتصر الله من ظالم إلّا به ظالم ؛ و ذلك قوله عزّ و جلّ :وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً . »( « ثواب الأعمال » ص 244 )