هامش
- مترتّب نمىشود كه كاتب آن عربىّ الأصل باشد ؛ بلكه اعتقاد من آنست كه : كاتب آن يهودىاى بوده اندلسى كه بعد از نصرانيّت و اطّلاع بر انجيلهاى نصارى ، دست به گردن دين اسلام كرده است . زيرا اگر به دقّت ملاحظه كنى ، خواهى ديد كه مانند او ميان طوائف نصارى كمتر پيدا مىشود ؛ مگر در اشخاص كمى از مخصوصين كه زندگانى خود را بر آن آئين وقف نمودهاند ، مثل مفسّرين . حتّى اينكه ميان اينان هم كمتر كسى هست كه اطّلاع او به تورات مثل اطّلاع كاتب انجيل برنابا باشد . . . و از جمله چيزهائى كه تأييد اين اعتقاد مىكند آنست كه : در اين انجيل ، وجوب ختنه كردن وارد شده . و سخن زخمزنندهاى كه در آن آمده اينست كه : سگان بهترند از ختنهنشدگان . چه مانند اين سخن از نصرانى صادر نمىشود . » از مجموع اين مطالب ، دكتر سعادت نتيجه مىگيرد كه : « نظريّهاى را كه من بدان مائل مىشوم آنست كه : كاتب اصلى انجيل برنابا يهودى اندلسى باشد كه آئين اسلام را هم آغوش شده است . . . و تاريخ ذكر مىكند فرمانى را كه پاپ جلاسيوس اوّل - كه در سنهء 492 ( چهارصد و نود و دو ) مسيحى بر اريكهء پاپيّت جلوس نموده - آن را صادر كرده ، و در آن نامهاى كتابهائى را تعداد مىكند كه از مطالعه نمودن آنها نهى شده است ؛ و در عداد آنها كتابى است مسمّى به انجيل برنابا . پس هرگاه اين صحيح باشد ، اين انجيل قبل از ظهور پيغمبر مسلمانان موجود بوده به زمان درازى . و آن دليل است بر وجود اين انجيل . آنوقت اين جامهء ژنده كه اكنون در آن مىخرامد ، در بر نداشته است ؛ زيرا كه همين فرمان صادر نمودن پاپ مشار إليه به نهى نمودن از مطالعهء آن دليل است بر شيوع آن ، يا بر اشتهار امر آن ميان خاصّهء علماء اگر هم ميان عامّه نبوده است . . . » تا اينكه مىگويد : « اين انجيل با اناجيل اربعهء مشهوره در چند امر جوهرى ، مباينت دارد : اوّل اينكه : مىگويد كه يسوع ، الوهيّت و پسر خدا بودن خود را منكر شده ، و اين در مرأى و مسمع ششصد هزار سپاهيان و ساكنين يهوديّه از مرد و زن و اطفال بوده است . دويم اينكه : آن پسرى كه إبراهيم براى قربانى در راه خدا عزم بر پيشكشى او نمود ، همانا اسماعيل بوده است ، نه إسحاق ؛ و اينكه وعده همانا به اسماعيل بوده است . سوّم اينكه : مسيا يا مسيح منتظر يسوع نيست بلكه منتظر محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم است . و همانا كه محمّد