تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
بعد از فوت آن مرحوم ، اين كتاب را شايد به زياده از پنجاه شكل و صورت : ضخيم و با ترجمه ، و بدون ترجمه ، و بنام « كلّيّات مفاتيح الجنان » و « منتخب مفاتيح » و « مفاتيح به انضمام حديث كساء » و به انضمام بعضى از سوره‌هاى قرآن كه ايشان نياورده است و . . . طبع و نشر نموده‌اند كه تحقيقا روح آن مرحوم بدين گونه تصرّفات لعنت مىفرستد . آيا از جهت شرع ، راه صحيحى را مىتوان براى اين تصرّفات جست ؟ محدّث قمّى در « مفاتيح » بعد از شرح مبسوطى در مضارّ تصرّف در ادعيه و عبارات ديگران ، و تنقيد از دعاى مجعول حبّى و زيارت مفجعة مىگويد : « مثلا كتاب « منتهى الآمال » اين احقر را تازه طبع كردند . بعض از كتّاب آن به سليقهء خود در آن تصرّفاتى نموده ؛ از جمله در احوال مالك بن يسر ملعون نوشته : از دعاى امام حسين عليه السّلام هر دو دست او از كار افتاده بود
هامش
- در مشاهد مشرّفه ، قرآن كمتر به چشم مىخورد ، و بيشتر « مفاتيح » است . اين عمل نسخ عملى قرآن نيست ؟ ! نظير اين عمل بلكه زشت‌تر ، تجزيه و تفكيك قرآن به صورت 30 و يا 60 و يا 120 پاره است كه براى هر كدام جلدى جداگانه نموده و چه بسا بسيارى از آيات تقطيع‌شده ، نصفش در يك مجلّد و نصف دگرش در مجلّد ديگر است . آيا اين هتك قرآن نيست ؟ ! و قبيح‌تر آنكه بسيارى از واقفان اين اجزاء ، در اوّل هر جزئى عكس خودشان را با صورت وقف‌نامه ، و يا تصوير جوانى را كه از دست داده‌اند و به ياد او اين سى پاره را وقف نموده‌اند گذارده‌اند ؛ و يك سورهء فاتحه را هم جدا نوشته و منضمّ با اين جزوات نموده‌اند . اين كارها تحقيقا حرام و موجب بازى كردن و ملعبه قرار دادن كلام الله مجيد است . سببش اينست كه : ادارهء مسئولى براى رسيدگى بدين امور نيست ؛ و هر شخص عوامّ غير مطّلعى محضا للثّواب از پيش خود اقدام به چنين كارى مىكند . و صاحبان انتشار و كتابفروشها هم بىخبرند ؛ و در نتيجه اين مفاسد عظيم مترتّب مىگردد .