[ حرمت تصرّف در كلام و نوشته و امضاى ديگرى ]
با تذكّر اين نكته ، هرگز وجدان دينى يك فرد مسلمان اجازه نمىدهد كه كتاب ديگرى را هر چند مشتمل به مطالب حقّه هم باشد ضميمهء آن كرده ، و در عرض آن قرار دهد ، و در جامعه منتشر سازد . تا چه رسد به امثال محرّمنامهها ، نوروزنامه و احكام كسوف و خسوف كه دنياى امروز با نظر سخريّه به آنها نگاه مىكند . و از آن بدتر اشكال و رسوم خرافى و تمثالهاى تخيّلى است كه ضميمه كردن آنها به قرآن مجيد ، با حيثيّت و شئون كلام خدا بازى كردن است .
ناشرين محترمى كه دوست دارند پارهاى از مطالب حقّه را ، مانند تاريخ اولياى دين ، و كتابهاى عقائد مذهبى ، و تجويد و قرائت ، در سايهء نشر قرآن مجيد منتشر كنند ، ممكن است آنها را جداگانه چاپ و صحّافى كرده ، و همراه قرآن كريم به مراجعين خود بدهند . محمّد حسين طباطبائى » اين گونه تصرّفات در كتب أخبار و تواريخ و تفاسير نيز يافت مىشود . و متصرّفان ندانستهاند كه اين كار نادرست است . و اصولا تصرّف در خطّ و كتابت و انشاء غير ، و يا تصرّف در سخن و گفتار او ، و يا تصرّف در امضاى وى حرام است .
انسان حقّ ندارد مطلبى را از كتابى جدا كند و طبع كند ، گرچه بنام همان مصنّف باشد ؛ چون آن مصنّف كتاب را مجموعا نوشته است ، و مجموع من حيث المجموع را انتشار داده است . تكّه كردن و تجزيه نمودن آن كتاب بدون امضاى مؤلّف حرام است .
حقّ تأليف از آن مؤلّف است . شرعا كسى حقّ ندارد كتاب ديگرى را بدون اجازهء وى طبع و منتشر كند . اين حقير در رسالهء مختصرى شرعا اين مسئله را مورد بحث قرار دادهام .
نام كتاب و كيفيّت طبع و ترجمهء آن بايد به اجازهء مؤلّف باشد ؛ و گرنه