سرقت است .
بسيار عجيب است كتابى را طبع و منتشر نموده بودند به نام « استراتژى زن در اسلام » تأليف علّامه سيّد محمّد حسين طباطبائى ، و بر روى جلد آن عكس زنى را به صورت محو و كشيدهشده ، كه امروزه اين گونه نقّاشىها مرسوم شده است ، نقّاشى كرده بودند .
اين كتاب فارسى بوده ، و بنده خريدارى كرده و مطالعه نموده بودم ؛ و قلم هم قلم خود حضرت علّامهء استاد بود . ولى در شگفت بودم كه نامگذارى و شكل هيولا و مجسّمهء تخيّلى زن بر روى جلد هيچكدام با مذاق استاد جور نبود . در اين سال آخر عمر كه در زمستان مدّت چهار ماه در طهران بودند ، روزى از اين كتاب سخن به ميان آمد ، ايشان بسيار تعجّب كردند و گفتند : من چنين كتابى ننوشتهام ! عرض كردم : اين كتاب را بنده در منزل دارم ، مىآورم . فرداى آنروز كتاب را خدمتشان بردم . از شكل و وضع و نام كتاب رنگشان سرخ شد . گفتند : پيش من باشد تا مطالعهاى بكنم .
معلوم شد شخصى به نام . . . كه با نام مشخّص و معلوم خود ، مقالهاى را كه ايشان دربارهء حقوق و موازين با سائر مقالات يك جا نوشتهاند مجزّا نموده ، و با اين كيفيّت نامطلوب ، بدون كوچكترين اطّلاعى به ايشان طبع و نشر كرده است .
حقير كتابى نوشتهام به نام « لمعات الحسين » عليه السّلام ، و در آنجا توصيه كردهام كه : مناسب است خطبهها و كلمات و مواعظ آن حضرت را كه در اين كتاب آمده است با عين ترجمهء آن بر روى تابلوها بنويسند ، و در تكايا و حسينيّهها و دانشگاهها و سالنها و امثالها نصب كنند ؛ تا مستمعين علاوه بر استفادهء سمعى ، با مشاهدهء اين آثار عجيب ، روحشان در افق افكار واسع و
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤١