دسترسشان گذاشتند ، پذيرفتند . و نسخههائى از آن برداشتند ؛ و ردّ و اعتراض نكردند .
[ جمعآورى قرآن در عصر خلفاء ، و سبب سكوت و پذيرش أمير المؤمنين عليه السّلام ]
و حتّى در جمع عثمانى ( جمع دوّم ) مىخواستند آيه كريمهء
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ
( سورهء توبه ، آيه 34 ) را در مصحف بدون واو ثبت كنند ، مانع شدند . و ابىّ بن كعب « 1 » صحابى ، در مقام تهديد سوگند ياد كرد كه :
اگر واو را اسقاط كنند ، شمشير كشيده ، با ايشان خواهد جنگيد . و بالأخره واو را ثبت كردند .
خليفهء دوّم « 2 » در زمان خلافت خود ، روزى جملهء
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ
را در آيه
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ
( سورهء توبه ، آيه 100 ) بدون واو خواند ؛ با وى به مقام مخاصمه بر آمدند ، تا بالأخره خليفه را وادار كردند كه با واو بخواند .
علىّ عليه السّلام با اينكه خودش پيش از آن ، قرآن مجيد را به ترتيب نزول جمعآورى كرده بود و به جماعت نشان داده بود ، و مورد پذيرش نشده بود ، و در هيچيك از جمع اوّل و دوّم وى را شركت نداده بودند ؛ با اين حال هيچگونه مخالفت و مقاومت به خرج نداد ، و مصحف دائر را پذيرفت . و تا زنده بود حتّى در زمان خلافت خود ، دم از خلافت نزد .
و همچنين ائمّهء اهل بيت كه جانشينان و فرزندان آن حضرتند ، هرگز در اعتبار قرآن مجيد - و حتّى به خواصّ شيعيان خود - حرفى نزدهاند ؛ بلكه پيوسته در بيانات خود استناد به آن جستهاند ، و شيعيان خود را امر كردهاند كه از قرائت مردم پيروى كنند . « 3 »
هامش
( 1 ) « الدّرّ المنثور » جزء 3 ، ص 232 ( تعليقه )
( 2 ) « الدّرّ المنثور » جزء 3 ، ص 369 ( تعليقه )
( 3 ) « وافى » طبع سنگى ، ج 5 ، ص 273 ، باب اختلاف القرءان ( تعليقه )