و به جرأت مىتوان گفت كه : سكوت علىّ عليه السّلام با اينكه مصحف معمولى با مصحف او در ترتيب اختلاف داشت ، ازاينجهت بوده كه : در مذاق اهل بيت ، تفسير قرآن به قرآن معتبر است ؛ و در اين روش ترتيب سور و آيات مكّى و مدنى نسبت به مقاصد عاليهء قرآن تأثيرى ندارد . و در تفسير هر آيه مجموع آيات قرآنى بايد در نظر گرفته شود ؛ زيرا كلامى كه جهانى و هميشگى باشد ، در كلّيّات مقاصد و مطالب آن خصوصيّات زمان و مكان و حوادث وقت نزول كه اسباب نزول ناميده مىشوند ، نبايد مؤثّر باشد .
آرى در دانستن اين خصوصيّات فوائدى را از قبيل روشن شدن تاريخ پيدايش معارف و احكام و قصص جزئى كه مقارن نزول بودهاند ، و چگونگى پيشرفت دعوت اسلامى در مدّت بيست و سه سال روزگار بعثت و نظائر اينها مىتوان بدست آورد .
ولى حفظ وحدت اسلامى ( چنان كه پيوسته منظور ائمّهء اهل بيت بوده ) از اين فوائد جزئيّه مهمتر مىباشد . » « 1 » از مجموع آنچه ذكر شد بدست آمد كه اين اندازه اهتمام اكيد در حفظ قرآن و حفظ سور و آيات ، بلكه كلمات و حروف به جهت آنست كه قرآن با حروف و كلماتش معجزه و وحى آسمانى بوده ؛ و رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم نفس نفيس و وجود اقدسش بر اين گونه اهتمام داشته ، و به مسلمين تعليم مىنموده است .
اوّلا خود خداوند تضمين مصونيّت آن را فرموده است ؛ و با جملهء :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ .
« 2 » « حقّا و تحقيقا ما قرآن را
هامش
( 1 ) « قرآن در اسلام » ص 115 و 116 .
( 2 ) آيه 9 ، از سورهء 15 : الحجر