تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
نحل ، و لقمان ، و فاطر ، و طور ؛ و سنّت در انفال ، و فاطر ، و غافر ؛ و در سائر جاها به ها نوشتند . و نيز كلمت ربّك الحسنى و فنجعل لّعنت الله و الخامسة أنّ لعنت الله و شجرت الزّقّوم و قرّت عين و جنات نعيم و بقيّت الله خير و امرأة ، هرجا با زوج استعمال شود ، مانند امرأت فرعون و معصيت در قد سمع همه را به تاء كشيده نوشتند . و نيز كلمهء شىء را همه جا به شين ، پس از آن يا نوشتند ، مگر در سورهء كهف : و لا تقولنّ لشاىء كه يك الف ميان شين و يا نوشته بود ؛ و آن را به همين نحو حفظ كردند . و نيز پس از كلمهء لا در لأاذبحنّه ، و لأاوضعوا و لإالى الجحيم الفى نوشتند بدون احتياج به آن ، براى متابعت . و در كلمهء نبإى المرسلين ياء زائد نوشتند ؛ و همچنين در ءاناى اللّيل در طه ، و تلقاى نفسى در سورهء يونس ، و من وراى حجاب در شورى ، و إيتاى ذى القربى در نحل ، و به لقاى ربّهم و لقاى الآخرة در سورهء روم ، كه در نظائر آن ننوشتند . و عجب اينست كه در كلمهء بأيّيكم المفتون ، و بنينها بأييد هم بجاى يك مركز يا ، دو مركز نوشته بودند ؛ آن را هم حفظ كردند . و از اين قبيل در قرآن بسيار است ؛ و محلّ تفصيل جاى ديگر است . و بسيار جاى تأسف است كه در قرآن‌هاى طبع ايران از جهل و مسامحه ، مراعات اين نكات را نمىنمايند ؛ و مسلمانان ممالك ديگر آن را حمل بر عمد و عناد مىكنند . نعوذ بالله . همين ضبط و دقّت كه در نوشتن بود ، در اداى حروف و حركات هم بود . مثلا حفص در يك موضع : يخلد فيه مهانا در سورهء فرقان به اشباع فيهى