سپس آيت الله شعرانىّ رضوان الله عليه فرموده است :
[ كيفيّت جمعآورى و نامگذارى آيات و سور ، در زمان رسول الله ]
« تركيب سورههاى قرآن از آيات ، و اينكه هريك داراى چند آيه است ، و كدام آيه از كدام سوره است ، همه را پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم از جانب خدا معيّن فرمود . و هر سورهاى نام مخصوص داشت ؛ و آن نام هم در زمان پيغمبر معروف بود . چنان كه وقتى آن حضرت مىفرمود : سورهء طه ، يا سورهء مريم ، يا سورهء هود ، مردم مىدانستند كدام سوره است . مثلا پيغمبر فرمود :
شيّبتنى سورة هود . ( يعنى سورهء هود مرا پير كرد . ) همهء مردم دانستند كدام سوره را فرمود . چون هزاران نفر آن سوره را از بر داشتند و نوشته بودند .
اينها همه به تواتر معلوم است و شكّى در آن نيست .
مردم عهد پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم وقتى قرآن را از بر مىكردند ، مسامحه در الفاظ آن را جائز نمىشمردند . همچنانكه ما حمد و سوره را از بر مىكنيم و دقّت مىكنيم يك حرف آن را غلط ، و به تغيير نخوانيم ، مردم آن عهد هم آيات قرآن را به همين دقّت از بر مىكردند . مثلا بجاى اقتربت لفظ مرادف آن :
هامش
- جمعيّت متشكّلى در مدينه به قرائت قرآن و تعليم و تعلّم آن اشتغال داشتند . آيات قرآنى را كه تدريجا نازل مىشد از زبان پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم استماع مىكردند . و گاهى در پيشش خوانده ، به وى عرض مىكردند . عدّهاى در قرائت ، مصدر تعليم و آموزش بودند . و كسانى كه از ايشان اخذ مىكردند ، كيفيّت قرائت خود را در شكل روايت به استاد خود إسناد مىدادند . و غالبا به حفظ آنچه اخذ كرده بودند مىپرداختند .
و طبعا وضع موجود نيز چنين حفظ و روايت را اقتضا مىكرد ، زيرا از يك طرف خطّى كه آنروز براى كتابت دائر بود ، خطّ كوفى بود كه نقطه و إعراب نداشت ، و هر كلمه را با أشكال مختلف مىشد خواند ؛ و از طرف ديگر عامّهء مردم بىسواد بودند و راهى جز حفظ و روايت براى ضبط كلام نداشتند . و همين روش سنّت متّبعه شده ، براى اعصار آينده نيز به يادگار ماند . »