فرامىگرفتند ، در نقل آن سهو و خطائى كنند و حافظان طبقهء اوّل قرآن از ميان بروند ، آن قرآن رسمى قديم ، مرجع آنها باشد .
[ طبع قرآن بايد طبق قرآنهاى صدر أوّل و رسم الخطّ و كتابت قديم باشد ]
و بعهد خلافت عثمان از روى آن مصحف قديم چند نسخه نوشتند و به شهرها فرستادند . و در مساجد بزرگ نهادند ، تا نويسندگان و قرّاء ، از آنها سهو و خطاى نسخهها را اصلاح كنند . و به دقّت تمام قرآن كريم را حرف به حرف و كلمه به كلمه حفظ كردند ، تا بعهد ما . و خداوند بر خود حتم كرده بود
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ .
« 1 » و اين وعدهء خدا به انجام رسيد .
مسلمانان چنان در ضبط قرآن دقّت داشتند ، كه اگر در قرآنهاى صدر اوّل و رسم الخطّ قديم كلمهاى بر خلاف قواعد معمولى خطّ نوشته بود ، آن را به همان صورت در قرآنهاى متأخّر حفظ كردند ؛ و تغيير آن را جائز نشمردند .
مثلا بعد از واو جمع بايد الف نوشته شود ، و در قرآنهاى عصر صحابه نيز اين قاعده را مراعات مىكردند ؛ مگر در كلمهء جاءو و فاءو و باءو و سعو فى ءايتنا در سورهء سبأ ، و عتو عتوّا در فرقان ، و الّذين تبوّءو الدّار در حشر ، كه در آن قرآنها الف ننوشته بودند ؛ متأخّرين هم ترك كردند و نوشتن آن را جائز ندانستند ، تا ما بدانيم به امانت و دقّت ، قرآن را ضبط كردند ؛ و تحريف در آن نشد .
و چند جا الف را واو نوشتند مثل بلؤا مبين در سورهء دخان .
همچنين تاء در آخر كلمه به صورت ها نوشته مىشود ، مانند سنّة و رحمة ؛ امّا در قرآنهاى عهد صحابه چند تاء كشيده نوشته بودند ، آن را تغيير ندادند ؛ مثل كلمهء رحمت بتاء كشيده در سورهء بقره ، و اعراف ، و هود ، و مريم ، و روم ، و زخرف ؛ و نعمت در بقره ، و آل عمران ، و مائده ، و إبراهيم ، و
هامش
( 1 ) آيه 17 ، از سورهء 75 : القيامة