ما سابقا در اين موضوع بحث نمودهايم ؛ و همان گونه كه آيت الله شعرانى در كتاب « راه سعادت » آوردهاند ، معنى آيات واقعهء در سورهء قيامت :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ * فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ .
« 1 » اينست كه : « زبان را به قرآن حركت مده از روى شتاب ( و از افتادن و ساقط شدن كلمهاى و حرفى نگران مباش ) زيرا كه جمع كردن و خواندن قرآن را ما بر عهده گرفتهايم . و چون قرائتش را به انجام رسانديم ، تو پيروى از قرائت ما كن ؛ و آنگاه بر ماست بيان آن . »
[ آيه « فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ »
منافات با نزول الفاظ قرآن ندارد ]
و آنها كه گفتهاند : معانى بر قلب رسول اكرم القاء مىشده است ، و آن حضرت خودشان بيان مىفرمودند ، خلاف ضرورى اسلام سخن گفتهاند . و قل نزّله روح القدس على قلبك « 2 » منافات با نزول الفاظ ندارد ؛ زيرا كه عين الفاظ و كلمات را روح القدس نازل نموده است . در قرآن كريم متكلّم خداست ، و
هامش
- نبىّ ننهد ؛ و اين به جهت آنست كه معنى دگرگون نگردد . و درحالىكه مىدانيم : رسول خدا صلّى الله عليه و آله رسول دين است ، با وجود اين چگونه جائز است براى جهّال گولخورده و مغفّل بگويند كه : رسول خدا اجازه داده است در قرآن بجاى كلمهءعَزِيزٌ حَكِيمٌ *كلمهءغَفُورٌ رَحِيمٌ ، *يا كلمهءسَمِيعٌ عَلِيمٌ *گذارده شود ؛ درحالىكه رسول اكرم در دعائى كه قرآن نيست آن را منع نموده است ؟ و خداوند از پيامبرش خبر مىدهد كه : ما يكون لى أن أبدّله من تلقاى نفسى . « من چنان اختيارى را ندارم تا بتوانم از نزد خودم آن را تغيير دهم . » و تبديل و تغييرى بيشتر و مهمتر از جابجا كردن و قرار دادن كلمهاى به جاى كلمهء ديگرى مگر متصوّر است ؟ »
( 1 ) - آيات 16 تا 19 ، از سورهء 75 : القيامة
( 2 ) در صدر آيه 102 ، از سورهء 16 : النّحل ، اينطور است :قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ؛ و صدر آيه 97 ، از سورهء 2 : البقرة ، بدين عبارت است :قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ.