تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
عامّهء بشريّت ، بسى از اينها برتر و بالاتر است . اينها مسائلى است كه در نظر اهل دنيا اهمّيّت دارد ؛ همانند كفّارى كه اهمّيّت پيامبر را در مال‌دارى و تعيّنات دنيوى مىپنداشتند و دنبال چنين رسولى مىگشتند . خداوند به آنان فهماند كه اصالت و شرف در مال و منال كه خارج از انسانند نمىباشد . فضيلت و شرف در داخل انسان بايد به وجود آيد . اگر نفس بشر متّصف به كمال شد ، از كوههاى زبرجد و برليان برتر است . و گرنه اگر فرضا تمام جهان را براى وى زينت دهند ، و به انواع جواهرات مرصّع نمايند ، چيزى بر انسان نمىافزايد .

[ ميزان اعلميّت در اسلام ، اعلميّت به قرآن است ]

مرحوم عارف شهير ميرفندرسكىّ مىگويد : هر چه بيرون است از ذاتت نيايد سودمند * خويش را كن ساز اگر امروز اگر فرداستى شرف انسان به علم است . قرآن سطح علم بشر را بالا برد . تمام علوم و تمدّن از علم قرآن پديدار آمد . فلهذا حقّا مىتوان گفت : يگانه كتاب آسمانى و غير آسمانى كه توانسته است بشر را از درّهء عميق جهل استنقاذ نمايد ، و از بهيميّت و سبعيّت به مقام انسان اعتلا دهد ، قرآن كريم است . آيا كسى حتّى از منكرين قرآن تا به حال پيدا شده است كه بتواند كتاب ديگرى را معرّفى كند ؟ ! از اينجا مىتوان به وضوح استفاده كرد كه : ميزان اعلميّت در اسلام ، اعلميّت در قرآن است . هركس به قرآن و علوم آن اعمّ از توحيد و عرفان ، و معارف مبدأ و معاد ، و تاريخ و قضاياى واردهء در قرآن ، و عقائد و احكام نازلهء در علم فقه و اصول فقه استادتر باشد ؛ گرچه در سائر علوم قرآن آشنائى بحدّ اكمل و اتمّ نداشته باشد . زيرا علم فقه يك شاخه از شاخه‌هاى پائين علوم قرآن است ، تا چه برسد به علم اصول فقه . و ما براى اين مطلب ، گذشته از سيرهء